118 - بيوفتاد حق و ناچيز شد « 1 » آنچه بود [ ند ] و مىكردند *
119 - غلبه [ كرده ] شدند آنجايگاه « 2 » و برگشتند خواران *
120 - بيفتادند « 3 » جادوان سجدهكنان *
121 - گفتند : بگرويديم به خداوند جهانيان *
122 - خداوند موسى و هارون *
123 - گفت فرعون : بگرو [ يديد ] بدان پيش [ ازان ] كه فرمان دادم شما را كه اين مكرى است كه سگاليديد اندر مدينه « 4 » تا بيرون كنيد از آن اهل آن را و زود [ باشد ] كه بدانيد *
124 - ببرم دستهاى شما و پايهاى شما [ از خلاف ] « 5 » ، پس بردار كنم شما را همه *
125 - گفتند : ماييم سوى خداوند ما باز گرديدگان *
126 - و نه كينهكشى از ما مگر كه بگرويديم بآيتهاى خداوند ما [ چون بيامد بما ] « 6 » ، خداوند ما فرو ريز بر ما صبر « 7 » و بميران ما را مسلمان « 8 » *
هامش
( 1 ) تباه گشت . ( صو ) - باطل گشت . ( نا ) - بيوفتاد بدرست و بيهده ببود . ( خ )
( 2 ) غلبه كرده شدند آنجا . ( صو ) - غلبه كرده آمدند آنجا . ( خ )
( 3 ) بيوفتيدند . ( خ ) - و اندر افتادند . ( نا )
( 4 ) اى ، بگرويديد به دو پيش از آنكه دستورى دهم شما را ، اين هست سگالشى كه بسگاليدند اندر شهر . ( نا ) - . . - پيش از آنكه دستورى دادمى مر شما را ، اين سازش بدست كه ساختيد اندرشارستان . ( صو ) - . . .
بدان پيش كه بفرمودم شما را اينست سگالشى كه بسگاليديد آن را اندر شهر . ( خ )
( 5 ) از خلاف . ( خ ) - از خلاف يكديگر . ( نا ) - از ناهموارى . ( صو ) در متن « من خلاف » ترجمه نشده است
( 6 ) ( صو ) - كه آمد بما . ( خ ) - در متن « لما جاءتنا » معنى نشده است -
( 7 ) فرو پراكن بر ما شكيبايى . ( نا ) - فرو ريز بر ما شكيبايى .
( صو . خ )
( 8 ) مسلمانان . ( صو . خ . نا )