تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
كافران ؟ * 94 - و نه فرستاديم اندر ديهى از پيغامبرى مگر بگرفتيم اهل آن را به سختى و رنج « 1 » تا مگر ايشان زارى كنند * 95 - پس بگردانيديم « 2 » بجاى بدى نيكويى تا بسيار گشتند و گفتند كه برسيد پدران ما [ را ] رنج و شادى ، « 3 » بگرفتيم‌شان ناگاه ، و ايشان نه دانند * 96 - اگر نه « 4 » مردمان ديه [ ها ] بگرويدندى و بپرهيزيدندى ، گشاديمى بر ايشان بركتها از آسمان و زمين ؛ و لكن بدروغ داشتند ، بگرفتيم ايشان را بدانچه بودند مىساختند * 97 - ايمن شدند اهل ديهها كه بيايد بديشان عذاب ما ناگاه « 5 » و ايشان خفتگان ؟ * « 6 » 98 - يا ايمن شدند اهل ديهها كه بيايد بديشان عذاب ما چاشتگاه و ايشان مىبازى كنند ؟ * 99 - يا ايمن شوند از مكر « 7 » خداى ؟ نه ايمن باشند از مكر « « 8 » » خداى مگر گروه زيان‌كاران * 100 - يا نه راه نمايد آن كسها را كه ميراث يافتند زمين از پس اهل
هامش
( 1 ) باشندگان آن ديه به سختى و تنگى . ( صو ) - اهل آن را به سختى و بيچارگى . ( نا ) - كسهاى آن را به سختى و زيان‌كارى . ( خ ) ( 2 ) بدل كرديم . ( خ . نا ) ( 3 ) سختى و شادى . ( صو ) - تنگى و فراخى . ( نا ) - زيان‌كارى و شادى . ( خ ) ترجمهء : « الضراء و السراء » - در متن « رنج و سختى » و اشتباه است . ( 4 ) اگر كه . ( نا ) - و اگر چنان بودى كه . ( صو ) ، « خ » با متن مطابق است . ( 5 ) شبيخون . ( صو ) - شبانگاه ( نا ) - ناگاه - ( خ ) ترجمهء « بياتا » ( 6 ) و ايشان خفتگان باشند . ( صو . نا ) - و ايشانند خفتگان . ( خ ) ( 7 ، 8 ) سازش . ( صو ) - مكر . ( نا ) - سگالش . ( خ )