باز آييد اندر كيش ما . گفت : اگر بوديم دشخوار دارندگان ؟ « 1 » *
89 - كه يافتى ( يافتيم ) ما بر خداى دروغ كه بازگشتى ( گشتيم ) ما اندر كيش شما پس از آن كه برهانيد [ ما را ] خداى از آن ؛ نه بود ما را كه باز گرديم اندران « 2 » - مگر كه خداهد خداى خداوند ما ، فراخ است خداوند ما را همه چيزى دانش - بر خداى توكّل كنيم ، خداوند ما بگشاى « 3 » ميان ما و ميان گروه ما بحقّ « 4 » ، و تو اى بهتر گشايندگان « 5 » *
90 - و گفتند گروهى آن كسها كه كافر شدند از گروه او كه : اگر پس روى كنيد شعيب را كه شماايد آن گاه زيانكاران *
91 - بگرفت ايشان را عذاب و شدند اندر سرايهاشان چون خاكستر « 6 » *
92 - آن كسها كه بدروغ داشتند شعيب را چنان كه گويى خود نبودند اندر آنجا ، آن كسها كه بدروغ داشتند شعيب را بودند ايشان زيانكاران *
93 - برگرديد « 7 » از ايشان ، و گفت : يا گروه كه برسانيدم شما را پيغام « 8 » خداوند من ، و نصيحت كردم شما را ، چگونه تيمار دارم بر گروه
هامش
( 1 ) اگر چه باشيم ناخواهندگان . ( صو ) - يا اگر بوديم دشخوار دارندگان . ( خ )
( 2 ) كفرا يافتيم . . . ( خ ) - بافته باشيم . . . ( صو ) - بگفته باشيم بر خداى دروغ اگر باز آييم اندر شريعت و كيش شما پس از آن كه برهاند ما را خداى از آن ، و نه باشد ما را كه باز آييم اندران . ( نا )
( 3 ) توكل كرديم يا خداى ما داورى كن . ( نا ) - بگذاشتيم كار خويش و يا خداوند ما حكم كن . ( صو )
( 4 ) براستى .
( صو . نا )
( 5 ) داورى كنندگان . ( نا ) - حكم كنندگان . ( صو )
( 6 ) بگرفتشان بانگى صعب ، گرديدند اندر سرايشان مردگان . ( نا ) - بگرفت ايشان را زلزله بامدادان برخاستند اندر سراى خويش مردگان افتادگان . ( صو ) ، و رجوع شود بآيهء 78
( 7 ) روى بگردانيد . ( صو )
( 8 ) پيغامهاى . ( خ . نا . صو )