بفريفتشان زندگانى اين جهان ، امروز فراموش كنيمشان « 1 » چنان كه فراموش كردند ديدار روز ايشان اين ، و آنچه بودند و بآيتهاى ما مى منكر شدند *
52 - كه آمديم بديشان بكتابى و جدا كرديم « 2 » آن را بر دانشى راه راست و بخشايش گروهى را كه بگروند *
53 - هيچ مى چشم دارند مگر خبر آن ؟ روزى كه بيايد خبر آن « 3 » گويند آن كسها كه فراموش كردند از پيش آن كه : آمدند پيغامبران خداوند ما بحقّ هست ما را از خواهشكنان كه خواهشگرى كنند ما را يا باز گردانيده آييم « 4 » كار كنيم جز آنكه بوديم مىكرديم ؟ كه زيان كردند بتنهاى ايشان و گم شد از ايشان آنچه بودند مىبافتند *
54 - كه خداوند شما خداى [ است ] آنك بيافريد آسمانها و زمين اندر شش روز ، پس مستوى است « 5 » بر عرش ، بپوشاند شب را بروز [ مىطلب كند آن را نرم ] ، « 6 » و آفتاب و ماهتاب و ستارگان فرمان بردار « 7 » بفرمان او ؛ بدانك كه او راست « 8 » آفرينش و فرمان ، ببركت است « 9 » خداى
هامش
( 1 ) فراموش كرديمشان . ( خ ) - فراموش انگاريمشان . ( صو )
( 2 ) كه بداديم ايشان را حجتى ، پيدا كرديم . ( خ ) - و بياورديم بايشان نامه كه پديد كرديمش . ( صو )
( 3 ) همى بينند مگر سرانجام آن روز كه ببايد سرانجام آن . ( نا ) - همى چشم دارند مگر تفسير آن ، آن روز كه بيايد تفسير آن . ( خ ) - جير دارند چشم مگر سرانجام وى آن روز كه بيايد سرانجام وى . ( صو )
( 4 ) يا باز هلند ما را . ( نا ) - يا باز گردانيده آئيم . ( خ ) - يا باز گردانند ما را . ( صو )
( 5 ) باز بر استاد . ( صو ) - پس مستوى شد . ( نا ) - پس مستوى است . ( خ )
( 6 ) بر پوشد شب را بروز مىطلب كند آن را نرم . ( خ ) - همى پوشاند شب را بروز همى جويد و را زود بشتاب .
( صو ) - . . . زود زود . ( نا ) - شتابكنان . ( ابو الفتوح ) « يطلبه حثيثا » و اين عبارت در متن ترجمه نشده است .
( 7 ) فرمانبردارند . ( خ . نا )
( 8 ) بدانيد كه وراست .
( صو ) - بدانيد كور است . ( نا ) - بدان كه او راست . ( خ )
( 9 ) با بركة است . ( خ . نا )