هويدا *
61 - گفت : يا گروه نيست بر من بىراهى ، و لكن من پيغامبرم از خداوند جهانيان *
62 - برسانم « 1 » شما را پيغام خداوند من و نصيحت كنم شما را و دانم « « 2 » » از خداى آنچه نه دانيد شما *
63 - يا شگفت مىداريد « 3 » كه آمد بشما ياد كردى از خداوند شما بر مردى از شما . تا بيم كند شما را ، و بپرهيزيد ، تا مگر بر شما رحمت كند *
64 - بدروغ داشتند او را . و براهانيديم « 4 » او را و آن كسها كه با او در كشتى بودند ، و غرقه كرديم آن كسها را كه بدروغ داشتند آياتهاى ما ، كه ايشان بودند گروهى نابيناان « 5 » *
65 - و سوى عاد « 6 » برادر ايشان را هود ، گفت : يا گروه « 7 » بپرستيد خداى را نيست شما را هيچ خداى بجز او . نپرهيزيد ؟ « 8 » *
66 - گفتند آن گروه آن كسها كه كافر شدند « 9 » از گروه او كه :
ما مىبينيم ترا اندر نادانى ، و ما پنداريم « 10 » ترا از دروغزنان *
67 - گفت : يا گروه نيست به من نادانى ، و لكن « 11 » منم پيغامبرى از خداوند جهانيان *
هامش
( 1 ، 2 ) مىرسانم . . . و مىدانم . ( خ )
( 3 ) يا مىشگفت كنيد . ( خ ) - يا بشگفت آيدتان .
( نا ) - يا همى شگفت داريد . ( صو )
( 4 ) برهانيديم . ( خ )
( 5 ) گروه كوران . ( خ )
( 6 ) و فرستاديم سوى گروه عاد . ( صو ) - سوى قوم عاد . ( خ )
( 7 ) يا گروه من . ( صو )
( 8 ) چرا نرهانند خويشتن را از عذاب ؟ ( صو ) - اى نه پرهيزيد پرستيدن جز او ؟ ( نا ) - همى نپرهيزيد ؟ ( خ )
( 9 ) گفتند مهترانى آنكه نگرويدند .
( صو ) - گفتند . . . ( نا )
( 10 ) اندر سبكسارى و ما همى گمان بريم . ( صو )
( 11 ) سبكسارى ، و بيك . ( صو )