تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
خداوند جهانيان * 55 - بخوانيد خداوند شما را بزازى و بترس « 1 » كه او نه دوست دارد از حدّ اندر گذرندگان [ را ] * 56 - و مه تباهى كنيد اندر زمين پس نيك كردن آن « 2 » و بخوانيد او را بترس و اميد كه رحمت خداى نزديك است از نيكوكاران * 57 - و اوست آنكه بفرستد باد را پراكنده « 3 » پيش رحمت او تا چون گران گشت ابر گران آب دهيم آن را شهرى را مرده « 4 » و بفرستيم بدان آب و بيرون آريم بدان « 5 » از هر ميوه‌ى ، همچنين بيرون آريم مردگان را تا مگر شما پند گيريد * 58 - و شهر خوش بيرون آرد نبات آن « 6 » بفرمان خداوند آن ، [ و ] آن كه پليد باشد نه بيرون آرد مگر خار مغيلان « 7 » ، همچنين مىگردانيم آيتها گروهى [ را ] كه شكر كنند * 59 - كه ما بفرستاديم نوح را سوى گروه [ او ] ، گفت : يا گروه بپرستيد خداى را ، نيست شما را هيچ خداى جز او : كه من مىترسم بر شما از عذاب روز بزرگ * 60 - گفتند گروهى از گروه او كه « 8 » : ما بينيم ترا اندر گم‌راهى « 9 »
هامش
( 1 ) و پنهان . ( خ . صو . نا ) ( 2 ) پس از بسا ماند آن . ( نا ) - از پس راست كردن آن . ( خ ) ( 3 ) پراكنده . ( خ . نا ) - مژده دهنده . ( صو ) - مژده دهنده ميان دو دست . ( ابو الفتوح ) باختلاف قراءت « بشرا » و « نشرا » ( 4 ) برانيمش سوى زمين مرده يعنى خشك . ( صو ) . . . سوى شهرى مرده . ( خ . نا ) ( 5 ) فرو ريزيم بدان زمين آب ، بيرون آريم بدان آب . ( صو ) - بفرستاديم بدان آب و بيرون آورديم . ( خ ) ( 6 ) و شهر پاكيزه بيرون آرد گياى آن را . ( خ ) - و زمين پاك خوش بيرون آيد گياه وى . ( صو ) ( 7 ) مگر به سختى . ( صو ) مگر خار ( خ ) - مگر سخت و دشخوار . ( نا ) ( 8 ) گروهى از مردمان او . ( نا ) - مهتران از گروه وى . ( صو ) ، و در نسخهء « صو » كلمهء « ملأ » را همواره « مهتران » ترجمه كرده است . ( 9 ) بىراهى . ( نا . خ )