و ايشاناند بدان جهان كافران *
46 - و ميان ايشان حجابيست و بر ديوار مردان مىآيند و مىشناسند همه را بپيشانيهاى ايشان ، « 1 » و آواز دهند خداوندان بهشت كه سلام باد بر شما و نه اندر شوند و ايشان اميد مىدارند *
47 - و چون بگردانيده آيد « 2 » بينايىهاى ايشان سوى خداوندان آتش ، گويند : خداوند ما مه كن ما را از گروه ستمكاران * ( حزب 3 )
48 - و آواز دهند خداوندان ديوار « 3 » مردانى را كه مىشناسندشان بپيشانيهاى ايشان « 4 » ، گويند : نه بىنياز مىكند « 5 » از شما گرد آمدن شما ، از آنچه بوديد مىبزرگمنشى كنيد « 6 » *
49 - ايشانند آن كسها كه سوگند خوردند شما را كه نه رساندشان خداى برحمتى ؟ اندر شويد ببهشت نيست ترس « 7 » بر شما و نه شما تيمار داريد *
50 - و آواز دهند « 8 » خداوندان آتش خداوندان بهشت را كه فرو ريزيد بر ما از آب يا از آنچه روزى كرد شما را خداى ، گفتند « 9 » كه خداى حرام كرد آن را بر كافران *
51 - و آن كسها كه بگرفتند دين ايشان بنشاط و بازى « 10 » و
هامش
( 1 ) و ميان ايشان بنديست و بر ديوارهاى بهشت مردانى مىشناسند همه بنشانهاشان .
( خ ) - و ميان ايشان پردهء باشد و برتر از ان ( ؟ ) مردمانى باشند كه بشناسند هر يكى بنشان روى ايشان . ( صو )
( 2 ) و چون گردانيده آيد . ( خ ) - و چون باز گردانند چشمهاى ايشان . ( صو )
( 3 ) خداوندان ديوارهاى بهشت . ( خ ) - باشندگان اعراف . ( صو )
( 4 ) بنشانهاشان . ( خ ) - بنشانهاى روى ايشان . ( صو )
( 5 ) سود نكند . ( خ )
( 6 ) مى بزرگى كرديد . ( صو ) - بزرگمنشى كرديد . ( خ )
( 7 ) نباشد بيم . ( خ . نا )
( 8 ) آواز دادند . ( خ )
( 9 ) گويند . ( خ - صو )
( 10 ) بازى و نشاط . ( خ ) - افسوس و بازى . ( صو )