33 - بگو كه : حرام كرد خداوند من زشتى « 1 » آنچه پيداست از آن و آنچه پنهانست و بزه و افزونى بجز حق كه هنباز گيريد بخداى آنچه نه فرستاد بدان سلطان « 2 » كه گوييد بر خداى آنچه نه دانيد *
34 - و هر گروهى را اجل است ، چون آمد اجل ايشان نه بازتر شوند ساعتى و نه پيشتر « 3 » *
35 - يا فرزند [ ان ] آدم كه بيايد « 4 » بشما پيغامبران از شما ، مىخوانند بر شما آياتهاى من « 5 » هر كى بپرهيزد و نيكى كند « 6 » نيست بيم بر ايشان و نه ايشان تيمار دارند *
36 - و آن كسها كه بدروغ داشتند آيتهاى ما و بزرگمنشى كردند از ان ، ايشانند خداوندان آتش ، ايشانند اندر آنجا جاودانه *
37 - كيست ستمكارتر از انك بافت « 7 » بر خداى دروغ يا بدروغ داشت « 8 » آيتهاى او ايشانند كه برسدشان بهرهء « 9 » ايشان از كتاب « 10 » تا چون آيدشان پيغامبران ما جان ايشان برگيرند ، « 11 » گويند كجا [ است ]
هامش
( 1 ) زشتىها . ( نا ) - كار زشت ( خ ) - ناخوبيها . ( صو )
( 2 ) بزه ، و افزونى جستن بنا حق كه هنباز گيريد بخداى آنچه فرو نفرستاد بر ان فرمانى . ( خ ) - و مىخوردن ، ستم كردن و افزونى جستن بىداد و راستى و كه هنباز گيريد با خداى آنچه نه فرستاد بدان حجتى . ( نا )
( 3 ) هر گروهى را وعدهء است ، چون بيايد وعدهء ايشان نه مانند زمانى و نه پيش شوند . ( خ ) - و هر گروهى را وقتى است و زمانى ، و چون بيايد و برسد زمانهء ايشان ، نه باز پس آيند يك زمان و نه پيش شوند از ان . ( نا )
( 4 ) اگر بيايد .
( خ ) - هر چگاه بيايد . ( صو )
( 5 ) حجتهاى من . ( خ )
( 6 ) و سامانى كند .
( خ ) - و بسامان باشد . ( نا )
( 7 ) فرا بافد . ( نا ) - گويد . ( خ )
( 8 ) يا بدروغ دارد . ( نا . خ )
( 9 ) برخى . ( خ ) - بهرهء . ( صو . نا )
( 10 ) از توريت .
( خ ) - از نبشته . ( صو ) - آنچه كتاب ايشان را وعيد است . ( نا )
( 11 ) پيغامبران ما بميرانند ايشان را . ( خ ) - فرشتگان ما بميرانند ايشان را . ( نا ) - فرستادگان ما يعنى فرشتگان ما تا جان بستانندشان . ( صو )