بهشت ، آواز دادشان خداوندشان : نه باز كردم شما را « 1 » ازان درخت و گفتم شما را كه ديو شما را دشمنى است هويدا ؟ *
23 - گفتند : خداوندا ! « 2 » ما ستم كرديم بتنهاى ما و اگر نه آمرزى ما را و رحمت نكنى بر ما باشيم از زيانكاران *
24 - گفت : فرو رويد برخى از شما برخى را دشمن و شما راست اندر زمين آرامش « 3 » و برخوردارى تا هنگامى *
25 - گفت : اندران بزييد ، و اندران بميريد ، و از ان بيرون آييد * « 4 »
26 - يا فرزندان آدم كه بفرستاديم بر شما لباسى كه پنهان كند « 5 » بديهاى شما و پرى ، « 6 » و پوشش پرهيزكارى اينست بهتر ، اين از آيتهاى خداى [ است ] تا مگر ايشان پند گيرند « 7 » *
27 - يا فرزندان آدم نه فتنه كند « 8 » شما را ديو چنان كه بيرون كرد مادر و پدر شما را از بهشت ، و بيرون كرد « 9 » از ايشان جامهاى ايشان تا بنمايدشان عورتهاشان « 10 » كه او مىبيند شما را او [ و ياران او ] « 11 » از انجا [ كه ] نه بينيدشان ، ما كرديم ديو [ ان ] را دوستان آن كسها كه نه گروند *
28 - چون كردند زشتى « 12 » ، گفتند : يافتيم بران پدران ما ، و خداى
هامش
( 1 ) همى نه باز زدم شما را . ( خ )
( 2 ) خداوند ما . ( نا . خ )
( 3 ) آرامگاه .
( خ . صو ) - جايگاه . ( نا )
( 4 ) و ازانتان بيرون آرند . ( خ ) - و از وى بيرون آرندتان . ( صو )
( 5 ) پوششى كه پنهان كند . ( خ ) - جامهء كه بپوشاند . ( نا )
( 6 ) و پوششى . ( خ ) - و نعمت . ( نا ) - و خواسته . ( صو ) ترجمهء : « ريشا » .
( 7 ) پذيرند . ( نا . خ )
( 8 ) آزموده مگر داند . ( صو ) - نه فتنه كنند شما را . ( نا )
( 9 ) بيرون آورد . ( خ . صو )
( 10 ) گناه ايشان . ( خ )
( 11 ) ( خ صو ) - سپاه او . ( نا ) ترجمهء « و قبيله » ، و اين كلمه در متن ترجمه نشده است .
( 12 ) چون كنند كار زشت . ( خ ) . و چون كنند زشتى . ( نا ) - و چون بكنند ناخوبى . ( صو )