تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
پشت ايشان فرزندا [ ن ] بيرون آريم پاك و پاكيزه پيغامبران و عالمان و عابدان ، و من ايشان را بيامرزم . و گروهى ديگر باشند كه ايشان را بدوزخ كنم و به آتش بسوزانم‌شان . و گروهى گويند كه اين ملكوت ، آسمانها و زمين بود و ماه و آفتاب است . پس ابرهيم از شهر بابل برفت با لوط و با زنش ساره و جماعتى كه با او بگرويده بودند . و به زمين شام رفتند ، بشهرى كه نام او حران بود . و آن شهر هنوز برجايست . و چند گاهى آنجا بودند . و ملكى بود آنجا بت پرست نام او قويل بود ، و ملك حران بود ، و برادر آزر بود و عمّ ابرهيم بود . و ابرهيم از آنجا برفت و روى بمصر نهاد . و ناحيتى بود كه آن را مؤتفكات گفتند ، و اين مؤتفكات پنج ده بود بحدّ فلسطين ، و اين فلسطين هم از شام است ، و از هر دهى تا بديگر دهى يك فرسنگ بود ، و در هر دهى بيست هزار مرد بودند و همه مؤتفكات مكذّبان بودند « 1 » دروغ‌زنان . و اين مردمان اين دهها ابرهيم را گفتند كه اين جا باش نزديك ما . ابرهيم آنجا نيستاد . و لوط گفت من اينجا بباشم . و لوط آنجا بماند با آن مردمان كه با ابرهيم بودند . و قوم لوط اين مؤتفكات بودند . و اين قصّهء لوط و مؤتفكات گفته آيد بجايگاه خويش . پس ابرهيم با ساره يك جا برخاستند و بمصر شدند ، و جايى فرو آمدند چنان كه هيچ كس ايشان را نشناخت . و ساره زنى بود سخت با جمال و نيكو روى . و مردمان ساره را بديدند و زنى را ديدند كه هرگز به صورت و جمال او هيچ خلق را نديده بودند ، و هنر او و خبر او بملك مصر بردند كه
هامش
( 1 ) و از هر ديهى تا بديگر يك بانگ زمين بود و اندر هر دهى بيشتر از هزار مرد بود همه مؤتفكات و اين مؤتفكات مكذبان است . ( ن ) - و از هر ديهى تا ديگر يك گام بود و بهر ديهى اندر بيست هزار مرد بود همه مؤتفكات مكذبات بود . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 486 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى