تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
بمكّه رها كردند ، « 1 » و اين ياران را دل تنگ شده بود از بهر زن و فرزند ، ايزد تعالى اين آيت بفرستاد :
قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
، ( الى قوله ) ،
بِاللَّهِ وَحْدَهُ
. « 2 » و بدين آيت ياران پيغامبر را خواست تا دل ايشان خوش شود بدان كه زن و فرزند بمكّه رها كردند و بموافقت پيغامبر هجرت كردند . گفت هست شما را چيزهاى نيك كه با پيغامبر بيامدى « 3 » و هجرت كردى « « 4 » » و شما هم چنان كردى « « 5 » » كه ياران ابرهيم كردند كه با او برفتند و از زن و فرزند بيزار شدند ، و گفتند كه ما از شما بيزاريم و از آنچه شما مىپرستيد بيرون از خداى عزّ و جلّ تا آن كه شما مؤمن گرديد . پس اين مهاجريان كه با پيغامبر بودند هم چنان بودند . امّا اين آيت كه خداى تعالى گفت :
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ .
« 6 » گفت ما بنموديم ابرهيم را ملكوت آسمانها و زمين تا بباشد از بىگمانان . و اين معراج ابرهيم بود كه اين ابرهيم را بمعراج بردند هم چنان كه پيغامبر ما را . و چنين گويند كه آن شب كه ابرهيم را بمعراج بردند بر آسمان ملكوت ، او را بنمودند ؛ بنده‌اى را بر گناهى بديد و منكر آمدش . گفت يا ربّ هلاكش كن اين بنده را . و هلاك شد پس ديگرى را بديد بر گناهى ، و گفت يا ربّ هلاكش كن ، و آن نيز هلاك شد . پس سه ديگر بار بنده‌اى را بديد بر گناهى و گفت يا ربّ هلاكش كن . پس ايزد تعالى مرا برهيم را گفت كه يا ابرهيم اين هلاك كردن از بندگان من بازدار كه من ايشان را آفريده‌ام از بهر سه چيز « 7 » . يكى آن كه تا از
هامش
( 1 ) دست بازداشتند . ( صو ) ( 2 ) الممتحنه 4 . ( 3 ، 4 ، 5 ) بيامديد . . . كرديد . ( صو ) - كرديت . ( ن ) ( 6 ) الانعام 75 ( 7 ) ايشان را سه چيز آفريده‌ام . ( ن ) - از سه چيز . ( صو ) - آفريده‌ام سه چيز را . ( خ )