تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
نگاه مىكرد و گفت تا خود حال ابرهيم بچه گيرد ؟ و چون « 1 » نگاه كرد در ميان آتش مرغزارى را ديد « 2 » و آب روان ، و ابرهيم را ديد بر لب آب نشسته . چنين گويند دو تن را ديد نشسته ، يكى ابرهيم بود و يكى ديگر فريشته‌اى بود با وى نشسته ، و اين خبر درست نيست از بهر آن كه ابرهيم اندر هوا چون بسر آتش برسيد ، جبريل او را بر پر گرفت و از وى زنهار نخواست ، و دل در خداى عزّ و جلّ بست و حق تعالى او را نگاه داشت ؛ اندر ميان آتش او را يارى نبايستى . و چون نمرود او را بدان حال بديد بىهوش « 3 » شد . پس برخاست و او را آواز كرد سوى آن آتش ، و گفت يا ابرهيم . و ابرهيم پاسخ داد ، گفت چه خواهى يا دشمن خداى ؟ گفت اين آتش بر تو چنين سرد كى گردانيد ؟ گفت آنك آتش آفريد . نمرود گفت بخداى بر تو كه بيرون آيى تا ترا بينم . ابرهيم برخاست و بميان فروخ آن آتش « 4 » همى رفت و هر كجا پاى بر نهادى آتش سرد گشتى . ابرهيم بيرون آمد و پيش نمرود بيستاد . گفت يا ابرهيم سخت بزرگ خداى دارى . مرا مراد است كه اين خداى ترا مهمانى كنم . گفت خداى مرا بمهمانى تو حاجت نيست . پس نمرود بفرمود تا چندين هزار گاو و گوسفند بر روى « 5 » ابرهيم قربان كردند ، و خداى تعالى از آن قربانها هيچ نپذيرفت از نمرود . و چون ابرهيم از ميان آتش بيرون آمده بود نمرود تشوير زده گشت و در كوشك رفت « 6 » و هيچ كس را بار نداد . و خلق روى سوى ابرهيم
هامش
( 1 ) و بر سر آن مناره شد و خواست كه بنگرد تا بالاى آتش كجاست . پس چون . ( خ . صو ) ( 2 ) سبزى ديد . ( خ . صو ) ( 3 ) متحير . ( خ . صو ) ( 4 ) بميان فروغ آن آتش . ( صو ) - بميان آتش اندر . ( خ ) ظاهرا متن اشتباه كتابتى است . ( 5 ) به روى . ( خ . ن ) ( 6 ) در كوشك ببست . ( خ ) - در كوشك نگشاد . ( صو )