تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
ايشان را دعا مكنيد كه ايشان كافران بودند ، و عمر بن الخطّاب رضى اللَّه عنه گفت كه يا رسول اللَّه ابرهيم مر پدر خويش را استغفار كرد ، و همان زمان اين آيت بيامد : [
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ ، فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ
. « 1 » گفت آمرزش خواستن ابرهيم مر پدر خويش را از بهر آن بود كه پدر ابرهيم وعده كرده بود كه من مسلمان گردم . پس چون ابرهيم بدانست كه او دشمن خدايست بيزارى كرد ازو ، و نيز او را استغفار نكرد . پس نمرود ابرهيم را سخت همى داشت « 2 » تا آزر بمرد ، و چون آزر بمرد آهنگ عقوبت ابرهيم كرد . و بفرمود تا ديوارى برآوردند گردا گرد ده پيمان زمين ، ديوارى محكم « 3 » . چنان كه گفت :
قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ .
« 4 » و چون آن ديوار محكم گرداگرد آن زمين اندر كشيدند بفرمود تا هيزم همى آوردند و مدت يك سال آن هيزم همى كشيدند باشتران و خران و استران ، و هر زمانى چون اشتر بار بيوكندى نيز نكشيدى ، و استران و خران بطبع و رغبت همى كشيدند با شتاب . از بهر آنست كه ايشان را ملعون خوانند كه ايشان بطبع همى كشيدند تا بلعنت شدند . پس نمرود اين ده پيمان زمين « 5 » را پر از هيزم كرد چنان كه از دور جايگاه مىديدند « 6 » و مىگفتند كه آن دوزخ نمرود است .
هامش
( 1 ) التوبة 114 ( 2 ) سخت همى داشت و صبر همى كرد . ( ن ) - استوار همى كرد . ( ن ) - استوار همى داشت . ( خ ) ( 3 ) ده گز ميان ( ؟ ) - ده گز پيمان ( ؟ ) و بناى محكم . ( خ . ن . صو ) ( 4 ) الصافات 97 ( 5 ) اين ده گزيان زمين . ( خ ) ( 6 ) چنان كه از دور جايها و از فرسنگهاى دور همى ديدند . ( ن ) - چنان كه از فرسنگهاى دور همى ديدند . ( خ )