ناخنى ] « 1 » و از گاوان و گوسفندان حرام كرديم بر ايشان پيهاى « 2 » ايشان « 3 » مگر آنچه برگرفت پشتهاى ايشان « « 4 » » [ يا روديانها ] « 5 » يا آنچه بياميخت به استخوان ، آن پاداش دهيمشان با فزونى [ جستن ] « 6 » ايشان و ماييم راستگويان *
147 - اگر بدروغ داشتند « 7 » ترا بگو : خداوند شما خداوند بخشايشى فراخ است « 8 » و نه بازگردانيده آيد عذاب او از گروه گناهكاران *
148 - گويند آن كسها كه هنباز گرفتند : اگر خواستى خداى نه هنباز گرفتيمى « 9 » ما و نه پدران ما و نه حرام كرديمى از چيزى . همچنين بدروغ داشت « 10 » آن كسها از پيش ايشان تا بچشيدند عذاب ما . بگو :
هست نزديك شما از دانش بيرون آريد آن را ما را ؟ كه متابعت كنيد مگر انديشه كه شماايد « 11 » مگر دروغزنان *
149 - بگو : كه خداى راست حجّت [ تمام رسيده ] « 12 » اگر خواهد راه نمايد شما را همه *
150 - بگو : [ بياريد ] « 13 » گواهان شما آن كسها كه گواهى
هامش
( 1 ) ( خ ) - هر با ناخنى را . ( صو ) - در متن كلمهء : « كل ذى ظفر » معنى نشده است .
( 2 ) پيههاى آن دو . ( صو ) - پيهاشان . ( خ )
( 3 ، 4 ) اين دو . ( صو )
( 5 ) ( خ ) - چرب رودىها . ( صو ) - چرب رودهها . ( ابو الفتوح ) ترجمهء « حوايا » و اين كلمه در متن ترجمه نشده است .
( 6 ) ( خ )
( 7 ) بدروغ دارند . ( خ ) - اگر دروغ زن دارند . ( صو )
( 8 ) ( صو . خ ) ، متن : رحمت است و فراخى .
( 9 ) ( صو . خ ) - متن : اگر خواهد خداى نه هنباز گرفتن
( 10 ) داشتند . ( صو )
( 11 ) پس روى همى نكنيد مگر گمان را و نيستيد شما . ( صو ) - در متن حرف « ان » در اين موارد هميشه « كه » ترجمه شده است . ( ان تتبعون الا الظن و ان انتم الا تخرصون )
( 12 ) ( صو ) - تمامترين . ( خ ) ترجمهء : « بالغه » و در متن معنى نشده است .
( 13 ) ( صو . خ ) - و در متن كلمهء « هلم » معنى نشده است .