[ است . و ] آنچه بود هنبازان ايشان را « 1 » نرسد سوى خداى ، و آنچه بود « 2 » خداى را او برسد سوى هنبازان ايشان . بدست آنچه مىحكم كنند ! *
137 - و همچنين بياراست بيشتر از هنبازان [ گيران را ] « 3 » كشتن فرزندان ايشان هنبازان ايشان ؛ تا باز گردانندشان ، « 4 » و بپوشانند بر ايشان دين ايشان - اگر خواهد « 5 » خداى نه كردندى آن را - دست بدارشان و آنچه مىيابند « 6 » *
138 - و گفتند : اينست چهارپايان « 7 » و كشت [ بازداشته نخورند آن را ] « 8 » مگر آنكه خواهيم - بدروغ « 9 » ايشان - و چهارپايان « « 10 » » [ كه ] حرام كرده شد پشتهاى ايشان ، و چهارپايان « « 11 » » كه نه ياد كرده آيد « 12 » نام خداى بران ، يافتن بر او . « 13 » پاداش دهدشان بدانچه بودند مىيابند « 14 » *
139 - و گفتند : آنچه اندرين شكمهاى اين چهارپايان است پاكيزه است نران ما را ، و حرام است بر زنان ما ، و اگر باشد مرده ايشان اندران
هامش
( 1 ) و اينست بتان ما را و آنچه بود بتان ايشان را . ( خ )
( 2 ) باشد . ( خ . صو )
( 3 ) بسيارى را از انبازگيران . ( صو ) - بسيارى از كافران . ( خ )
( 4 ) تا هلاك كنند ايشان را . ( صو ) - تا بازگردانند ايشان را . ( خ )
( 5 ) اگر بخواستى . ( خ . صو )
( 6 ) دست بازدار ايشان را و آنچه همى سازند و بافند . ( صو ) - بگذارشان و آنچه مىكنند . ( خ ) - در متن بجاى « يابند » بايد « تابند » يا « بافند » باشد . و نيز رجوع شود بآيهء 140 ( ص 461 ) و آيهء 21 از همين سوره كه « بافد » ترجمه شده است .
( 7 ، 10 ، 11 ) ستوران . ( خ )
( 8 ) ( خ ) « حجر لا يطعمها » در متن معنى نشده است .
( 9 ) بدعوى . ( صو )
( 12 ) كه ياد نكنند . ( صو ) - كياد كرده نيايد . ( خ )
( 13 ) دروغ گفتن به روى . ( صو ) - دروغ بستنى بر او . ( ابو الفتوح ) - دروغ گفتن بر آن . ( خ )
( 14 ) همى بافند و ساختند . ( صو ) - همى گفتند . ( خ )