هنبازاناند . « 1 » پاداش دهدشان بدان وصف كردنشان ، كه اوست با حكمت و دانا *
140 - كه زيان كرد آن كسها كه بكشتند فرزندان ايشان را به نادانى بجز دانش « 2 » و حرام كردند آنچه روزى كردشان خداى ، بافته دروغ بر خداى . گم شدند « 3 » و نه بودند راه يافتگان *
141 - اوست آنك بيافريد بهشتها حرم و ناحرم « 4 » و خرمابنان و كشتهء مختلف خوردن را ، « 5 » و زيتون و انار ، ماننده و جز ماننده . « 6 » بخوريد از بار آن چون بار گيرد ، و بدهيد بهرهء « 7 » آن روز درودن آن ، و مه گزاف كارى كنيد كه او نه دوست دارد گزاف كاران را *
142 - و از چهارپايان [ بار برندگان و نابرندگان ] « 8 » . بخوريد آنچه روزى كردتان خداى ، و مه پس روى كنيد « 9 » پيهاى ديو را ، كه اوست شما را دشمن هويدا *
هامش
( 1 ) يكتاه است مردان ما را و حرام كرده بر زنان ما و اگر باشد مردار ايشان در وى انبازان باشند . ( صو ) - پاكيزه است نران ما را و حرامست بر جفتان ما و اگر باشد پس از ايشانند اندر هنبازان ( خ )
( 2 ) بنادانى و بىدانشى . ( خ ) - به بيخردى ، به بىدانشى .
( صو )
( 3 ) دروغ گفتن بر خداى كه بىراه شدند . ( خ ) - بدروغ بافتنى بر خداى ، گمراه گشتند . ( صو )
( 4 ) گشن و ناگشن . ( خ ) - ترجمهء « معروشات و غير معروشات » ، و كلمهء « حرم » كه در متن است مفهوم نشد ، و در نسخهء « صو » كلمهاى است كه « چسبيده و نا . . . ( ؟ ) خنبيده و نا . . . ( ؟ ) » مىتوان خواند و آن نيز مفهوم نشد .
( 5 ) و گونه گون باشد بار آن . ( خ ) - ناهموار خوردن او . ( صو )
( 6 ) مانندهء يكديگر و نامانندهء يكديگر . ( خ . صو )
( 7 ) برخ آن . ( خ ) - حق وى ، يعنى عشر . ( صو )
( 8 ) و از چارپايان بيافريديم بار برندگان و نابرندگان . ( صو ) - و ز ستورانند كه بار كشند و ز پشم ايشان . ( خ ) - در متن « حمولة و فرشا » معنى نشده است .
( 9 ) و متابعت مكنيد پيهاى ديوان را . ( خ ) - و بدم مرويد گامهاى ديو را . ( صو )