[ بگرود ] « 1 » از پيش يا بسازد « 2 » اندر ايمان او نيكى . بگو اندر نگريد كه ماييم چشم دارندگان « 3 » *
159 - كه آن كسها كه جدا كردند دين ايشان و بودند گروهى « 4 » نيستى از ايشان اندر چيزى ؛ كه كار ايشان سوى خداست ، پس آگاه كندشان بدانچه بودند مىكردند *
160 - هر كى بيايد نيكوى « 5 » او راست ده مانند آن « 6 » ، و هر كى بيايد « « 7 » » بدى نه پاداش داده آيد مكر هم چنان ، و ايشان نه ستم كرده آيند *
161 - بگو : مرا راه نمود خداوند من سوى راه راست : دين راست دين « 8 » ابراهيم پاكيزه و نه بود از هنبازگيران *
162 - بگوى كه : نماز من و نسك « 9 » من و زندگانى من و مرگ من خداوند راست خداوند جهانيان *
163 - نيست هنباز او را ، و بدان فرموده آمدم ، و منم نخست از مسلمانان « 10 » *
164 - بگو : بجز خداى بجويم خداى ، و اوست خداوند هر چيزى ؟
و نه سازد هر تنى مگر برانست « 11 » ، و نه برگيرد بر گيرندهاى بار « 12 » ديگرى ؛ پس سوى خداوند شماست بازگشت شما ، آگاه كند شما را بدانچه
هامش
( 1 ) ( خ ) - نبوده باشد بگرويده . ( صو )
( 2 ) يا خورنده باشد اندر گروش خويش . ( صو )
( 3 ) بگوى بپائيد كه ما پايندگانيم . ( صو ) - بگو چشم داريد مائيم چشم دارندگان .
( خ )
( 4 ) پراكنده كردند دين خود را و شدند گروه گروه . ( صو ) - و بودند گروهانى . ( خ )
( 5 ، 7 ) هر كه بيارد نيكى . ( صو )
( 6 ) ده چندان . ( خ )
( 8 ) شريعت . ( خ )
( 9 ) حج . ( خ )
( 10 ) و من نخستين گردن نهندگانم . ( صو )
( 11 ) و نكند . . . ( خ ) - و نه خورد هر تنى مگر بر خويشتن . ( صو ) - رجوع شود بآيهء 120 - 158 از همين سوره .
( 12 ) بزه . ( خ )