تنگ « 1 » چنان كه بر شود « 2 » اندر آسمان . و همچنين كند خداى پليدى [ را ] بر آن كسها كه نه گروند *
126 - اينست راه خداوند تو راست ، كه جدا كرديم آيتها « 3 » گروهى [ را ] كه پندگيرند *
127 - و ايشانراست سراى سلامت « 4 » نزديك خداوندشان و اوست [ خداوند ] ايشان « 5 » بدانچه بودند مىكنند « 6 » *
128 - و آن روز كه برانگيزيمشان همه را ، يا گروه پريان كه بسيارتر آمديد از مردمان ؛ و گفتند « 7 » دوستان ايشان از مردمان : خداوند ما برخوردارى گرفت برخى از ما بر برخى ، و برسيديم ما باجل ما « 8 » آنكه نام زده كردى « 9 » ما را ؛ گفت : كه آتش جايگاه شما است . جاودانه باشيد اندران - مگر كه « 10 » خواهد خداى - كه خداى تو با حكمت است و دانا *
129 - و همچنين برگماريم « 11 » برخى ستمكاران را ببرخى بدانچه بودند و مىكردند *
هامش
( 1 ) تنگ سخت . ( صو ) - تنگ تنگ . ( خ ) ترجمهء : « ضيقا حرجا »
( 2 ) پندارى همى برشود . ( صو ) - چنان باشدى كه بر شودى . ( خ )
( 3 ) پديد كرديم نشانيها .
( صو ) - پيدا كرديم حجتها . ( خ )
( 4 ) سراى با سلامت . ( خ ) - سراى رستگارى .
( صو )
( 5 ) اوست خداوند ايشان . ( خ )
( 6 ) نگاه دارنده بدانچه همى كردند .
( صو )
( 7 ) و گفت . ( خ )
( 8 ) برخوردارى گرفت بهره از ما ببهرهء وى است برخوردارى ده برخى را . ( صو ) - از ما ببرخى و برسيديم بوعدهء ما . ( خ ) - برخوردارى ده پارهء از ما را بپارهء و رسيد . ( ابو الفتوح ) - و متن صحيح است .
( 9 ) و برسيديم زمانهء خويش آنكه پديد كرده بودى ما را . ( صو ) - و برسيديم بوعدهء ما آنكه وعده كردى ما را . ( خ )
( 10 ) مگر آنچه . ( خ . صو )
( 11 ) ( خ . صو ) - متن :
مىگردانيم .