47 - بگوى : بينيد كه « 1 » آيد بشما عذاب خداى ناگاه يا آشكارا ، هيچ هلاك شوند « 2 » مگر گروه ستمكاران ؟ *
48 - و نه فرستاديم پيغامبران را مگر مژده دهنده و بيم كننده ؛ « 3 » و هر كى بگرود و نيكى كند نيست ترس بر ايشان و نه ايشان بيم دارند « 4 » *
49 - و انكسها كه بدروغ داشتند آيتهاى ما برسدشان عذاب بدانچه بودند و تباهى مىكردند *
50 - بگو : نه مىگويم شما را نزديك منست خزينهاى « 5 » خداى ، و نه دانم نهانى ، و نه گويم شما را كه : من فريشتهام . كه متابعت كنم مگر آنچه وحى كرد « 6 » سوى من . بگو : هست برابر « 7 » نابينا و بينا ؟ نه انديشه كنيد ؟ *
51 - بيم كن بدان « 8 » آن كسها را كه مىترسند كه برانگيزندشان بسوى خداىشان ، نيست ايشان را از بيرون او دوستى و نه خواهش كنى ، « 9 » تا مگر ايشان بپرهيزند *
52 - و به مران آن كسها را كه مىخوانند خداىشان ببامداد و شبانگاه
هامش
( 1 ) بگو يا محمد چه بينيد شما اگر . ( صو )
( 2 ) روى با روى جير ( ؟ ) هلاك كند .
( صو ) - در موارد ديگر نيز در ترجمهء ( هل ) همين لغت آمده است ( رجوع شود بآيهء 50 همين سوره در همين صفحه )
( 3 ) مژده دهندگان و بيمكنندگان . ( صو )
( 4 ) تيمار دارند . ( خ ) - اندوه خورند . ( صو )
( 5 ) گنجها . ( صو )
( 6 ) بدم همى نروم مگر آنچه پيغام آمد . ( صو )
( 7 ) بگو جير ( ؟ ) برابر باشد . ( صو ) ، « جير » ترجمهء « هل » و معنى آن مفهوم نشد . و رجوع شود بآيهء 47 همين سوره
( 8 ) و هم كن بوى يعنى قرآن .
( 9 ) از جز وى يارىگرى و نه خواهش گرى .
( صو ) - از بيرون وى خداوندى و نه خواهشگرى . ( خ )