تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
47 - بگوى : بينيد كه « 1 » آيد بشما عذاب خداى ناگاه يا آشكارا ، هيچ هلاك شوند « 2 » مگر گروه ستمكاران ؟ * 48 - و نه فرستاديم پيغامبران را مگر مژده دهنده و بيم كننده ؛ « 3 » و هر كى بگرود و نيكى كند نيست ترس بر ايشان و نه ايشان بيم دارند « 4 » * 49 - و انكسها كه بدروغ داشتند آيتهاى ما برسدشان عذاب بدانچه بودند و تباهى مىكردند * 50 - بگو : نه مىگويم شما را نزديك منست خزينهاى « 5 » خداى ، و نه دانم نهانى ، و نه گويم شما را كه : من فريشته‌ام . كه متابعت كنم مگر آنچه وحى كرد « 6 » سوى من . بگو : هست برابر « 7 » نابينا و بينا ؟ نه انديشه كنيد ؟ * 51 - بيم كن بدان « 8 » آن كسها را كه مىترسند كه برانگيزندشان بسوى خداىشان ، نيست ايشان را از بيرون او دوستى و نه خواهش كنى ، « 9 » تا مگر ايشان بپرهيزند * 52 - و به مران آن كسها را كه مىخوانند خداىشان ببامداد و شبانگاه
هامش
( 1 ) بگو يا محمد چه بينيد شما اگر . ( صو ) ( 2 ) روى با روى جير ( ؟ ) هلاك كند . ( صو ) - در موارد ديگر نيز در ترجمهء ( هل ) همين لغت آمده است ( رجوع شود بآيهء 50 همين سوره در همين صفحه ) ( 3 ) مژده دهندگان و بيم‌كنندگان . ( صو ) ( 4 ) تيمار دارند . ( خ ) - اندوه خورند . ( صو ) ( 5 ) گنجها . ( صو ) ( 6 ) بدم همى نروم مگر آنچه پيغام آمد . ( صو ) ( 7 ) بگو جير ( ؟ ) برابر باشد . ( صو ) ، « جير » ترجمهء « هل » و معنى آن مفهوم نشد . و رجوع شود بآيهء 47 همين سوره ( 8 ) و هم كن بوى يعنى قرآن . ( 9 ) از جز وى يارىگرى و نه خواهش گرى . ( صو ) - از بيرون وى خداوندى و نه خواهش‌گرى . ( خ )