كردن مگر خداى را ، بگزارد به حق ، « 1 » و اوست بهتر جدا كنان « 2 » *
58 - بگوى اگر نزديك منستى آنچه مىشتاب كنيد بدان بگزاردى كار « 3 » ميان من و آن شما . « 4 » و خداى داناست بستمكاران « 5 » *
59 - و نزديك اوست كليدهاى نهانيها نداند آن را مگر او ، و داند آنچه اندر خشكى « 6 » و درياست ، و نه افتد از برگى مگر بدانش او ، « 7 » و نه دانهاى اندر تاريكيهاى زمين ، و نه ترى و نه خشكى مگر كه اندر كتابست هويدا *
60 - و اوست آنك بميراند شما را بشب ، « 8 » و داند آنچه كنيد بروز ؛ پس برانگيزد شما را اندران تا بگزارد اجل نامبرده ؛ « 9 » پس سوى اوست بازگشت شما ؛ پس آگاه كند شما را بدانچه بوديد و مىكرديد *
61 - و اوست قهر كننده از زبر بندگان « 10 » او و بفرستد بر شما نگاهبان ، « 11 » تا چون آمد بشما « 12 » مرگ بميرانند او را پيغامبران ما ، « 13 » و ايشان نه افزون كنندگان باشند « 14 » *
62 - پس باز گردانيده آيند « 15 » سوى خداى خداوند ايشان به حق ، « 16 »
هامش
( 1 ) پديد كند راستى . ( صو ) - بگزارد حق . ( خ )
( 2 ) داورىكنان ( خ )
( 3 ) گذارده آمدى . ( خ ) - گزارده شدى . ( صو )
( 4 ) و ميان شما . ( خ . صو )
( 5 ) بىدادگران . ( صو )
( 6 ) دشت . ( صو ) - بيابان . ( خ )
( 7 ) بداندش .
( صو ) - بدانش او . ( خ )
( 8 ) بخوابيد شما بشب . ( صو ) - بميراند شما را . ( خ )
( 9 ) تا گزارده شود زمانهء نامبرده . ( صو ) - گزارده آيد موعد نام برده . ( خ )
( 10 ) و وى است فرد شكننده بمرگ زبر بندگان خويش . ( صو ) - اوست قهر كننده زبر بندگان او . ( خ )
( 11 ) نگاه بانان . ( خ )
( 12 ) بيكى از شما . ( خ )
( 13 ) جان بردارندش فرشتگان ما يعنى عزرائيل . ( صو ) - پيغامبران ما . ( خ )
( 14 ) و ايشان تأخير نكنند . ( صو ) - و ايشان نه افراط كنند . ( خ ) - رجوع شود بآيهء 31 و 38 از همين سوره .
( 15 ) ( خ ) - باز گردانندشان . ( صو ) - متن :
باز گردانيد . . .
( 16 ) براستى ( صو . خ )