او نه گرفتندى ايشان [ را ] دوستان و لكن « 1 » بيشترى از ايشان تباه كاراناند *
82 - يا بى سختر مردمان بدشمناذكى « 2 » آن كسها كه بگرويدند جهودان و آن كسها كه انباز گرفتند ؛ و يا بى نزديكتر « 3 » ايشان بدوستى آن كسها كه بگرويدند آن كسها گفتند : ماييم ترساان . آن بدان كه آن ازيشان مهتدانند و خداوندان زهد « 4 » ، و ايشان نه بزرگ منشى كنند * ( جزء هفتم )
83 - و چون بشنوند آنچه بفرستاد « 5 » سوى پيغامبر بينى چشمهاى ايشان مىفرو ريزد از آب از آنچه شناختند از حقّ ، گويند : خداوند ما بگرويديم ، بنبشت ما را « 6 » با گواهان *
84 - و نيست ما را « 7 » گناه كه نه گرويم بخداى ، و آنچه آمد بما از حقّ ، « 8 » اوميذ داريم كه اندر آرد ما را خداوند ما با گروه نيكان ؟ *
85 - بدادشان خداى « 9 » بدانچه گفتند بهشتها كه مىرود از زير آن جويها ، جاودانه اندر آن ، آنست پاد [ ا ] ش نيكوكاران *
86 - و ان كسها كه كافرانند و بدروغ داشتند بآيتهاى ما ايشانند خداوندان « 10 » دوزخ *
87 - يا آن كسها كه بگرويديد مه حرام كنيد پاكيهاى آنچه حلال
هامش
( 1 ) ايشان را بدوستى و بيك ( صو )
( 2 ) سخترين مردمان بدشمناذكى . ( صو ) - سخترين مردمان بدشمنايكى . ( خ )
( 3 ) نزديكترين . ( صو . خ )
( 4 ) بدانست كه از ايشان زيركانند و خداترسان . ( صو ) - آنست بدانكه زيشاناند زاهدان و عابدان ( خ )
( 5 ) فرو فرستاده آمد . ( خ . صو ) ، ( رجوع شود بذيل آية 81 )
( 6 ) بنبيس ما را . ( صو ) - بدار ما را . ( خ )
( 7 ) و چه بودست ما را . ( صو ) - و چبود ما را .
( خ )
( 8 ) راستى . ( صو ) - درستى . ( خ )
( 9 ) پاداش داد ايشان را خداى . ( صو )
( 10 ) باشندگان . ( صو ) - خداوندان . ( خ ) ترجمهء « اصحاب »