يا كفّارت كردن طعامى درويش را ، يا عدل كند بدان روزه داشتن « 1 » ، تا بچشد عقوبت كار او : اندر گذاشت خداى از آنچه گذشت ، و هر كى باز گردد كينه كشد خداى ازو ، و خداى بىهمتاست و خداوند كينه كشيدن * « 2 »
96 - حلال كرد شما را صيد دريا و طعام آن برخوردارى [ شما را و راه گذريان را ] ؛ « 3 » و حرام كرد بر شما صيد خشك آنچه هستيد [ محرم ] « 4 » ؛ و بپرهيزيد از خداى آن كى سوى اوست بازگشتن * « 5 »
97 - كرد خداى كعبه [ را ] خانهء حرام ايستادن مردمان را ، و ماه حرام ، و قربان را و صيد كه كشته بود . « 6 » آنست تا بدانيد كه خداى داند آنچه اندر آسمانها و آنچه اندر زمين ، كه خداى به همه چيزى داناست *
98 - بدانيد كه خداى سخت عقوبت است ، و خداى آمرزگارست و بخشاينده *
99 - نيست بر پيغامبر مگر رسانيدن ، و خداى داند آنچه آشكاره « 7 » كنيد و آنچه پنهان كنيد *
100 - بگو كه نه برابر است پليدى و پاكى [ و ] اگر خوش آيد ترا بسيارى پليدى ، بپرهيزيد از خداى يا خداوند خردها تا مگر شما برهيد *
هامش
( 1 ) خداوندان داد از شما قربانى باشد رسنده بكعبه . يا كفارتى باشد دادن خورش بدرويشان يا ميزان باشد روزه . ( خ )
( 2 ) خداى بىهمتاست و خداوند كينه . ( خ ) - خداى سخت كارست ، كينهگران . ( صو )
( 3 ) ( خ ) - در متن دو كلمه ترجمه نشده .
( 4 ) و حرام كرده بر شما شكار دشت تا باشيد محرمان . ( صو ) - حرام كرد بر شما صيد بيابان هر چند محرم باشيد . ( خ ) و در متن اين كلمه ترجمه نشده است .
( 5 ) گرد آرندتان . ( خ ) - گرد آرند . ( صو ) ترجمهء « تحشرون »
( 6 ) و گردنبند بستگان را . ( صو ) - و قلايد . ( خ )
( 7 ) پيدا . ( خ . صو )