70 - كه بگرفتيم « 1 » پيمان فرزندان يعقوب و بفرستاديم سوى ايشان پيغامبران ، چون آمد بر ايشان پيغامبر « « 2 » » بدانچه نه خواست تنهاى ايشان گروهى دروغ « 3 » داشتند و گروهى بكشتند *
71 - پنداشتند كه نه باشد آزمايش ، كور شدند و كر شدند ، پس « 4 » توبه داد خداى بر ايشان ، پس « 5 » كور شدند و كر شدند ، بيشترى از ايشان ، و خداى بيناست بدانچه مىكنند *
72 - كه كافر شدند آن كسها كه گفتند : كه خداى اوست مسيح پسر مريم ؛ و گفت مسيح : يا فرزندان يعقوب بپرستيد خداى را خداوند من و خداوند شما ، كه او هر كى انباز گيرد بخداى كه حرام كرد خداى بر او بهشت ، و جايگاه او آتش است ، و نيست ستم كاران را هيچ يار *
73 - كه كافر شدند آن كسها كه گفتند : كه خداى سه است سه ، « 6 » و نيست هيچ خداى مگر خداى يگانه ؛ « 7 » و اگر نه باز شوند « 8 » از آنچه مىگويند برسد آن كسها را كه كافر شدند ايشان را « 9 » عذابى دردناك *
74 - مگر توبه كنند و باز گردند « 10 » بسوى خداى و آمرزش خواهند ازو و خداى آمرزگارست و بخشاينده ؟ *
75 - نيست مسيح پسر مريم مگر پيغامبر كه بگذشت از پيش او پيغامبران ، و مادر او راست گوى ، بود [ ند ] كه مىخوردند طعام . بنگر كه چگونه پيدا كنيم ايشان را آيتها ، پس بنگر كه از كجا مى دروغ گويند « 11 » *
هامش
( 1 ، 2 ) كفر استديم ( خ )
( 3 ) هر گاه آمد بر ايشان پيغامبرى . ( خ )
( 4 ) بدروغ . ( خ ) - دروغ زن . ( صو )
( 5 ) باز . ( صو )
( 6 ) سديگر سه است . ( صو ) - كه خداى سه است . ( خ )
( 7 ) مگر يك خداى . ( صو )
( 8 ) باز نايستند . ( صو )
( 9 ) از ايشان ( صو . خ )
( 10 ) چرا توبه نكنند و باز نگردند ؟ ( صو )
( 11 ) باز گرداند از حق ( صو )