تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
از راه راست * 61 - و چون آمدند بشما گفتند : بگرويديم ؛ كه اندر شدند بكافرى و ايشان بيرون شدند بدان ؛ و خداى داناتر بدانچه بودند مىپنهان كنند « 1 » * 62 - و بينى بيشترى از ايشان مىشتابند اندر بزه‌كارى و دشمناذگى ، « 2 » و خوردن ايشان حرام ، بدست آنچه بودند ميكنند ! « 3 » * 63 - چرا نه باز داشت ايشان را خداىپرستان و زاهدان « 4 » از گفتار ايشان بزمند ، « 5 » و خوردن ايشان حرام ؟ بترست از آنچه بودند و مىكنند ! « 6 » * 64 - و گفتند جهودان : دست خداى بغلّ است - بغلّ باد « 7 » دست ايشان و نفرين كردند « 8 » بدانچه گفتند ، نه ، كه دستهاى او گسترانيده است هزينه كند چنان كه خواهد - و بفزايد بيشترى از ايشان آنچه فرستاد « 9 » سوى تو از خداوند تو بىراهى « 10 » و كافرى ؛ و بيوكنديم ميان ايشان دشمناذگى و خشم « 11 » سوى روز رستخيز ، چون برافروزند آتشى حرب را فرو كند « 12 » آن را خداى ؛ و بروند « 13 » اندر زمين تباهى ، و خداى نه دوست دارد تباه‌كاران را * 65 - اگر نه « 14 » اهل كتاب بگرويدند و بپرهيزيدند
هامش
( 1 ) پوشيده كردند . ( صو ) - مىپنهان كردند . ( خ ) ( 2 ) ستم كردن . ( صو ) - دشمنانى . ( خ ) ( 3 ) مىكردند . ( خ ) ( 4 ) خداى پرستان ايشان يعنى پارسايان و دانشمندان . ( صو ) - دانشمندان و پرستندگان . ( خ ) ترجمهء : الربانيون و الاحبار . ( 5 ) ببزه و گناه . ( صو ) - ببزه . ( خ ) ( 6 ) بودند مىكردند . ( خ ) - همى كردند . ( صو ) ( 7 ) بستست ، بسته باد . ( صو ) - بغل است ، بغل باد . ( خ ) ( 8 ) نفرين كرده آمدند . ( خ ) ( 9 ) فرستاده آيد . ( صو ) - فرستاده آمد ( خ ) ( 10 ) گردن بردگى . ( صو ) - بىراهى . ( خ ) ترجمهء « طغيان » ( 11 ) دشمناك ( ؟ ) و زشتى . ( صو ) - دشمنايگى و عداوت . ( خ ) ( 12 ) بكشد . ( صو ) - فرو گرفت . ( خ ) ( 13 ) و همى كوشند . ( صو ) ( 14 ) اگر . ( خ . صو )