است كه زمين هفت است هم چنان كه آسمان هفت است ، و خداى عزّ و جلّ آسمان را بجمع ياد كرد و زمين را بوحدان ياد كرد . و اين آن چيزها است كه مراد اين « 1 » جمع است و بلفظ وحدان ياد كرده آمده است . و مانند اين بسيار است . اما آنچه وحدان است و بلفظ جمع ياد كردست ، چنان كه گفت :
رَبِّ ارْجِعُونِ
« 2 » ، و هيچ شك نيست كه خداى عزّ و جلّ يكى است ، و گفت ارجعون . و مانند اين بسيار است و اين همه ياد نتوان كرد ، كه اين همه بتفسيرها ديگر مفسّران ياد كردهاند و بتصنيفها اندر است ، و غرض ما از اين كتاب اخبار و قصص است ، و اگر بدان مشغول گرديم اين دراز گردد و از غرض خويش بازمانيم .
اما آنكه خداى گفت ، ابو بكر را قوم خواند بلفظ جمع ، و على را آمنوا خواند بلفظ جمع ، اين فضيلت ايشان را بود . چنان كه گفت :
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ
« 3 » گفت گروهى را بيارم ، و مراد ابو بكر بود ، و چنان كه گفت :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
. « 4 » و مراد علىّ بود . بگو اين همه همچنانست كه گويد عزّ و جلّ :
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً
. امّتى خواند ، و ابو بكر را قوم خواند ، و على را آمنوا خواند ، و اين همه تفضيل ايشان را بود .
پس اگر گويد علىّ را نشانى است اندر آيت او كه او به ركوع اندر صدقه داده بود ، و خداى تعالى اين آية بفرستاد ، اما اندر آية ابو بكر هيچ آيت نيست چنين واضح ، و اندران آية جمع بسيارست ؛ بگو كه هر چه اندر هر دو آيت جمع است برابر است ، چنان كه اندر آية ابو بكر گفت :
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ
، قوم جمع باشد . و گفت : يحبّهم ، ميم جمع باشد .
گفت يحبّونهم ، و او جمع باشد و ها جمع باشد . يجاهدون ، و او جمع باشد .
هامش
( 1 ) ازين . ( صو . خ . ن )
( 2 ) المؤمنون ، 99
( 3 ) المائدة 54
( 4 ) المائدة 58