50 - اى حكم جاهليّت مىجوى ؟ « 1 » و كى نيكوتر از خداى حكم گروهى را كه به گمان مىباشند * « 2 »
51 - يا آن كسها كه بگرويدند مه گيريد جهودان و ترسايان بدوستى ، برخى ازيشان دوستان برخى ، و هر كسى دوست گيرد ايشان را از شما او ازيشانست كه خداى نه راه نمايد گروه ستمكاران را * .
( حزب 3 )
52 - بهبينى « 3 » ان كسها را كه اندر دلهاى ايشان بيمارى « 4 » شتاب مىكنند اندر ايشان مىگويند كه مىترسيم كه برسد ما را گشتنى ، « 5 » زود بود كه خداى بيارد گشاد « 6 » يا فرمانى از نزديك او ، برگردند بر آنچه نهانى كردند اندر تنهاى ايشان پشيمانان « 7 » *
53 - و گويند آن كسها كه بگرويدند : ايشان [ اند ] آن كسها كه سوگند خوردند بخداى سختر سوگند ايشان كه ايشان با شمااند ؟ تباه شد « 8 » كردارهاى ايشان برگرديدند زيانكاران *
54 - يا آن كسها كه بگرويدند هر كى باز گردد از شما از دين او زود « 9 » باشد كه بيارد خداى گروهى كه دوست دارد ايشان را و دوست دارند ايشان او را ، خواران بر مؤمنان ، عزيزان بر كافران « 10 » ، جهاد مىكنند اندر راه خداى و نه مىترسند ملامت كردن ملامت كننده را . آنست از
هامش
( 1 ) بنا بر قراءت « تبغون » با تقدير « بگوى ايشان را . . . »
( 2 ) آيا حكم نادانى يعنى كافرى همى جويند و كيست نيكوتر از خداى به حكم كردن مر گروهى را كه بىگمان باشند . ( صو ) - بىگمان باشند . ( خ )
( 3 ) ( صو ) - متن : نه بينى .
( 4 ) بيمارى است يعنى شك و نفاق . ( صو )
( 5 ) گردشى . ( خ )
( 6 ) بنصرتى . ( خ ) - گشايشى ، يعنى فراخى و گشادن مكه . ( صو )
( 7 ) بشود بر آنچه پنهان داشتند اندر تنهاى ايشان پشيمانان . ( صو ) ترجمهء :فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ.
( 8 ) نيست گشت . ( صو )
( 9 ) متن « سود » و ظاهرا اشتباه كاتب است .
( 10 ) نرم باشند بر مؤمنان و بزرگ باشند بر كافران .
( خ ) - نرم ساران ، مهربانان بر مؤمنان ؛ سختان و ناحميتيان بر ناگرويدگان . ( صو )