تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
ايشان را جمله بكشتند . چنان كه گفت :
فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ . . .
« 1 » پس چون اين حديث بگذشت بنى اسرايل را برداشت و بمصر باز آورد و آن جايها و خان و مان و كوشك فرعون همه ايشان را داد . پس چون چند گاه برآمد ، خداى تعالى ايشان را فرمود كه بحرب جبّاران رويد ، و موسى با همه بنى اسرايل برفتند . و اين قصهء جباران و رفتن موسى به شهر بلقا ، و حديث عوج ، و قصّهء سامرى ، و حديث كشتن آن كسها كه گوساله پرستيده بودند در سورة البقرة بشرح گفته آمدست « 2 » ، و برخى در مصحفهاى ديگر گفته آيد . اين جا بسند است تا اين فرو نگذرد . و السّلام .

[ ترجمه ]

( 5 / 43 - 27 ) ( نصف جزء ) 27 - و خوان بر ايشان خبر « 3 » فرزندان آدم براست « 4 » كه كردند قربانى ، بپذرفت از يكى ازيشان و نه پذرفت از ديگرى . گفت : بكشم ترا . گفت : كه بپذيرد خداى از پرهيزكاران * . 28 - اگر دراز كنى سوى من دست تو تا بكشى مرا ، نه من دراز كنم « 5 » دست خويش سوى تو كه بكشم ترا ، كه من بترسم از خداى خداى جهانيان * 29 - من خواهم كه مقرآيى ببزهء من و گناه تو « 6 » باشى از خداوندان آتش ، آنست پاداش ستم‌كاران * .
هامش
( 1 ) البقرة 54 ( 2 ) [ جلد اول صفحهء 56 ببعد ] ( 3 ) متن : و چون بر ايشان كبر . [ ظ : خوان بر ايشان خبر ] . ( 4 ) بر خوان بر ايشان خبر دو پسر آدم براستى كه كردند قربان ، پذيرفته آمد از يكى زيشان و پذيرفته نيامد از ديگر . ( خ ) ( 5 ) نيستم من دراز كننده . ( صو ) ( 6 ) كه بردارى بزه من و بزه تو . ( صو )