است . يعنى : اسماء و صفات و افعال و آثار و خواص ( 1 ) آن راجع به ذات حق است كه « وَإِلَيْه يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّه » . و وجود عالم ، حقايق افعال اوست . پس احتياج خود به خود نه از قبيل احتياج به غير باشد ، و به حقيقت آن را احتياج نخوانند .
* متن
فقد علمت حكمة نشأة جسد آدم أعنى صورته الظَّاهرة ، و قد علمت نشأة روح آدم أعنى صورته الباطنة ، فهو الحقّ الخلق و قد علمت نشأة رتبته ، و هي المجموع .
الَّذي به استحقّ الخلافة .
* شرح
اين سخن سه جمله ( 2 ) است :
يكى آن كه حكمت نشأت جسد آدم ، كه صورت ظاهر اوست ، دانستى كه آن ظهور احكام اسماء و صفات است در آن دوّم آن كه حكمت نشأت روحيّه آدم ، كه صورت باطنهء اوست ، معلوم كردى كه آن ربوبيّت اوست ( 3 ) در عالم ، و احكام خلافت را به امضا رسانيدن سيّم ( 4 ) ، حكمت نشأت ترتيب هيأت مجموعيّت ( 5 ) آدم را دانستى كه بدان ( 6 ) مستحقّ خلافت گشته است ، تا به نشأت روحانى از حق مىستاند ، و به نشأت جسمانى ، از راه ( 7 ) مناسبت به خلق مىرساند . و از آن جهت كه مظهر اسماء و صفات حق است و از مرتبهء خلافت تربيت عالم مىكند ، حقّ و ربّ است ، و به اعتبار آن كه او نيز مربوب ذات ( 8 ) است ، و به صفت عبوديّت موصوف ، خلق باشد .
* متن
فآدم هو النّفس الواحدة الَّتي خلق منها هذا النّوع الإنسانىّ ، و هو قوله - تعالى - :
هامش
( 1 ) س : « خواص » ندارد .
( 2 ) د ، س : كلمه .
( 3 ) د : كردن است . س : كردنست .
( 4 ) د : سيّم آن كه .
( 5 ) س : مجموعه .
( 6 ) د ، س : كه آن .
( 7 ) س : آن .
( 8 ) د ، س : ذاتست .