تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
مسالك گفته است كه قائل أو را نمىدانم . وآن اين است كه وطى ثانيه موجب حرمت أولى است مطلقا ، وأولى حلال نمىشود تا ثانيه را اخراج نكند از ملك . واين عكس قول أول است . وشايد دليل آن موثقه معاوية بن عمار باشد كه گذشت . وبر اين وارد است أولا اين كه دلالت مىكند بر فرق ميانه أولى وثانيه در اين كه ثانيه به مجرد اعتزال از أولى حلال مىشود ، واما أولى حلال نمىشود مگر بعد از اخراج ثانيه از ملك . وثانيا بر فرضى كه حمل كنيم اعتزال را بر اخراج از ملك ، اين حديث مقاومت با اخبارى كه ما استدلال كرديم به آنها ، نمىكند . خصوصا با ندرت حديث ، وجهالت قائل به آن . وقول پنجم اين است كه هر گاه وطى كند ثانيه را با علم به تحريم ، حرام مىشود بر أو أولى تا اخراج كند ثانيه را از ملك خود . [ أو ] با جهل حرام نمىشود بر أو أولى . واين قول را در مسالك نسبت به شيخ داده در تهذيب . وبعد از تأمل در كلام شيخ در تهذيب در طريقه جمع بين الاخبار ، ظاهر مىشود موافقت أو با قول أو در نهاية . وبه هر حال دليلي واضح بر آن نيست وموجب ترك جميع اخبار [ ى ] است كه مقيد است اخراج از ملك به عدم قصد عود . ودر مسالك گفته است كه ممكن است استفاده آن از جمع ما بين روايت معاوية بن عمار وصحيحه حلبى . ولكن شيخ روايت معاوية بن عمار را در اين باب ذكر نكرده . وبه هر حال ترك اخبار معتبره مستفيضه به سبب اين احتمال ، صورتي ندارد . وبه هر حال اظهر أقوال تفصيل دوم است كه آن را از ابن حمزه نقل كرديم .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 542 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي