تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
است بر أو ، كه در اين صورت بايد تفصيل داد كه اگر در ضمن غير محصور ، مشتبه اند اجتناب وتفحص واجب نيست به دليل عسر وحرج ، هر چند در عنوان آية داخل اند ، چون ( ألفاظ ) أسامي ( أمور نفس الامريه ) مىباشند ، نه ( ما علم أنه هو المسمى بذلك الاسم ) . ولكن تفحص وتجسس لازم است در جائى كه عسر وحرج لازم نيايد . به دليلي كه پيش گفتيم در ضمن اشكال وايراد . ودر صورت عدم حصول علم هم لازم است اجتناب بنابر مشهور در شبهه محصوره . وهم چنين بنابر قول سوم ( كه اظهر أقوال است در نزد حقير ) باز تفحص لازم است ، به دليلي كه پيش مذكور شد در ضمن اشكال وايراد . وبعد از تفحص وعدم حصول علم جايز است ارتكاب . چنان كه ظاهر حديث است . پس لزوم تفحص منافاة با عمل به مقتضاى حديث ندارد . واستدلال مشهور به وجوب مقدمه واجب ، بعد از تفحص ممنوع است . زيرا كه وجوب اجتناب در اين وقت ممنوع است . وبه هر حال : ما نحن فيه كه مورد سؤال است از جمله قسم أول است از اقسام شبهه موضوعيه ، ودر اثبات حليت آن ، أصل برائت كافى است ، ومحتاج به آن حديث صحيح هم نيست . بلكه آن حديث ظاهر در غير آن قسم است ، چون ظاهر از لفظ ( حلال وحرام ) شئ متصف بالحليه والحرمه است ، لا امكان الاتصاف بهما . وهم چنين لفظ ( بعينه ) ظاهر است در موجود خارجي . بلى روايت مسعدة بن صدقه ظاهر در ما نحن فيه است . وهر گاه خواهيم ما نحن فيه را داخل آن حديث صحيح كنيم لازم مىآيد استعمال لفظ واحد در معنيين مختلفين . بلكه اگر قسم دوم را هم خواهيم داخل كنيم همين لازم مىآيد ، به اعتبار آن كه ضمير ( فيه ) را بايد راجع به ( عين موجوده ) بكنيم از براي قسم دوم ، وراجع به ( نوع آن ) كنيم در قسم أول ، وراجع به نوع هم كه كرديم بايد اراده كنيم ( ما يمكن ان يتصف بالحل والحرمة ) بنابر قسم أول ، و ( ما هو متصف بالحل والحرمة ) اراده كنيم بنابر غير آن ، وبه هر حال تأملى نبايد كرد در اين كه در شبه محصوره تفحص لازم است . وبا بقاى بر اشتباه بعد از تفحص ، رجوع به آن أقوال مىشود . واز آنچه گفتيم ظاهر شد ضعف قول علامه در تذكره به ( وجوب استهلال ماه رمضان وشوال ، چون روزه أول آن واجب وروزه أول آن ديگر حرام است ، وفعل واجب وترك حرام موقوف است بر استهلال . پس استهلال مقدمه واجب است ) . به تقريب آنچه گفتيم كه وجوب اجتناب در شبهه محصوره در جائى است كه حرام متحقق الحرمة در
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 514 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي