تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
انسان وأسباب مذكوره در آية تحريم ثابت ومحقق است ، كه از جمله آنها رضاع است . وتكيه كنيم به أصل اباحه يا به صحيحه ابن سنان يا به آية ( وانكحوا الأيامى منكم . . ) 1 وحال آن كه آن آية عام است واينها خاص . پس مىگوئيم در جواب از اين ايراد 2 بلى اين سخن ها تمام است در صورتي كه حلال متحقق الحلية وحرام متحقق الحرمة ، در خارج موجود باشند . وامر مردد شود ما بين آنها . نه در صورتي كه شك داشته باشيم در وجود متحقق الحرمة . زيرا فرق واضح است ما بين اين كه بگوئيم كه ( هر عين موجود خارجي كه در نوع أو چيزى هست كه جزما متصف به حليت است وچيزى هست كه متصف به حرمت است - مثل گوشت كه بعض أنواع آن مذكى وبعضي ميته است - حكم مىكنيم در فرد موجود خارجي آن كه نمىدانيم داخل كداميك است كه از قسم مذكى است ) يعنى حكم آن را بر أو جارى مىكنيم كه حليت است وما بين اين كه بگوئيم ( هر عين موجود خارجي كه دو فرد موجود خارجي از نوع آن در خارج موجود باشند كه يكى ميته است ويكى مذكى وما نمى دانيم كه اين فرد معين آن ميته موجود خارجي است يامذكارى موجود خارجي است ، حكم مىكنيم كه اين فرد همان فرد خارجي مذكى است نه فرد خارجي ميته ) . ومال فرق اين است كه معنى حديث بنابر أول اين مىشود كه نمىدانيم كه اين چيز آيا متصف شده به حرمت يا نه . وبنابر دوم اين مىشود كه آيا اين چيز عين آن چيز متصف به حليت است يا عين آن چيز متصف به حرمت . وبالجملة : اشتباه در موضوع حكم به يكى از چهار وجه مىشود : يكى : مجرد احتمال طارئ شدن حرمت بر شئ . مثل زن أجنبي كه شك حاصل شود از براي مادر اين كه ميان ما وأو رضاع شرعي به عمل آمده يا نه . كه مشتبه مىشود بر ما كه آيا اين زن خواهر رضاعى شده يا نه . حلال است بر ما يا حرام . دوم اين كه : حلال وحرام موجود خارجي مخلوط وممزوج شوند به نحوى كه امتياز نتوان كرد . مثل گندم حلال ومغصوب كه دانه هاى آن مخلوط شوند به هم . وروغن حلال وحرام كه به هم ممزوج شوند .
هامش
1 - آيهء 32 سورهء نور . 2 - جواب است بر " اگر بگوئى " . در چهار صفحه قبل .