تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
جارية بكرا فوجدها ثيبا هل يجب لها الصداق وافيا ، أو ينتفص ؟ قال : ينتقص ) . 1 وقطب راوندى گفته است كه ( شش يك ) كم مىشود . نظر به اين كه در روايت ظاهرا لفظ ( شئ ) مقدر است ولفظ شى در اخبار وصيت حمل بر سدس شده . واين قياس است . وابن إدريس وعلامه ومحقق گفته اند ناقص مىشود به نسبت ما بين مهر ثيب وبكر ، وملاحظه مهر المثل وتفاوت آن را مىكنند وبه همان نسبت از مهر مسمى كم مىكنند . وبعضي از متأخرين گفته اند منوط است به نظر حاكم شرع . ودور نيست كه مقتضاى نظر حاكم هم بايد همين قول آخر باشد . ودور نيست كه از روايت هم فهميده شود .
292 : سؤال : هر گاه زوجه خواهد طفل خود را يا طفل غير را شير بدهد ، شوهر مىتواند منع كرد ؟ وآيا تسلط دارد زوج كه بگويد ( طفل فلان را شير بده ) يا نه ؟ واين كه مىگويند شير زن از مرد است ، صحيح است يا نه ؟ جواب : بدان كه فقها بعد از آن كه اتفاق كرده اند بر جواز اجاره دادن زن خود را از براي رضاع به اذن زوج ، خلاف كرده اند در اين كه زن مىتواند خود را به اجاره بدهد از براي شير دادن بدون اذن شوهر . پس اگر منع كند اجاره از استمتاع زوج پس آن موقوف است به اجازه زوج . هر گاه زوج اجازه كند صحيح است ، والا باطل مىشود . وبعضي عقد اجاره را از أصل باطل مىدانند در اين صورت . واما هر گاه مانع از استمتاع زوج نيست ، در آن دو قول است . اظهر صحت است ، چنان كه مختار محقق وشهيد ثاني وديگران است ، به جهت آن كه مفروض اين است كه زن آزاد است وشخص آزاد مالك منافع خود است ، وعمومات اجاره هم شامل آن است . واز شيخ وجماعتى نقل كرده اند كه جايز نيست ، به جهت عدم دليل وبه جهت اين كه منافع زوجه به سبب عقد ملك زوج مىشود . واظهر قول أول است . چنان كه گفتيم . وتملك زوج جميع منافع زوجه را ممنوع است ، بلكه همان مالك منافع استمتاع است . هر گاه اين را دانستى ظاهر شد كه شير زن آزاد ملك خود أو است وشوهر در آن حقي ندارد . وآن سخن كه شير زن از مرد است ، بي وجه است . وآن عبارتى كه در مسائل رضاع مذكور است كه ( اللبن للفحل ) معنى ديگر دارد . وزوج تسلط ندارد كه
هامش
1 - وسائل : ج 14 ، أبواب العيوب والتدليس ، باب 10 ح 2 .