تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مدعى صحت مقدم است . اينها در وقتي است كه زوج در مقابل ، ادعاى صحت كند ، خواه بگويد كه ( زوجه من معقوده من است وبه غير حق زن من نيست ) وساكت باشد از جهت خود . يا متمسك شود به اين كه صغيره بوده ، يا غير رشيده بوده وولايتا عقد كرده شد ، يا بالغه رشيده بوده . وطرفين مقلد مجتهدي مىبوده أيم كه پدر را مستقل در ولايت مىدانست . واما هر گاه زوج بگويد كه ( من نمىدانم ، اين قدر مىدانم كه پدر زوجه أو را از براي من عقد كرده ) . وبگويد ( هر چه حكم خدا است مجتهد بگويد ) . پس در اين صورت يا اين است كه پسر صغير بوده وپدر عقد كرده ، يا كبير بوده ولكن به ادعاى پدر زوجه صغر را ، يا عدم رشد را ، اكتفا كرده ، يا جاهل مسأله بوده ، وأو ايجابي كرده واين قبول كرده . پس در اين ، چند صورت متصور است أول : زوج كبير بوده ووالد زوجه به ادعاى صغراويا عدم رشد أو ، عقد كرده وزوج هم قبول كرده ، والحال زوجه ادعاى بطلان عقد مىكند به سبب ادعاى كبر ورشد . در اينجا مىگوئيم أولا : قول پدر مسموع است وعقد صحيح است مادامى كه خلاف آن ظاهر نشده . به جهت آن كه مسلمى است وادعاى ولايت مىكند . چنان كه وكيلي به ادعاى وكالت مال كسى را بفروشد ، يا زن كسى را طلاق بگويد . ودر اين وقت كه زوجه ادعاى بطلان مىكند ومى گويد كه من در آن وقت بالغه رشيده بوده أم . هر چند مقتضاى تصديق مسلم اين است كه زوج تصدق أو كند ، ولكن مزاحم اين ( قول مسلم ) است قول وفعل مسلم ديگر كه پدر أو است . پس دعوى واقع مىشود ما بين زوجه وپدر أو . وبا فقد بينه اظهر تقديم قول والداست ، چون قول أو موافق أصل است ( چنان كه گفتيم ) . وموافق ظاهر . چون فعل مسلم است ومحمول بر صحت است ، وولايت أو هم مستصحب است تا زمان عقد ، وفعل أو است وأو اعرف است به فعل خود ، وظاهر اين است كه يمين متوجه پدر زوجه هست . وبعد طي دعوى آنها زوج متصرف مىشود زوجه خود را كه بر وجه صحيح ( على الظاهر ) عقد شده بود . واز اينجا ظاهر مىشود حكم جائى كه والد مرده باشد يا غايب باشد كه در اينجا زوج نيز بعد از استفتا از مجتهد وحكم مجتهد به اين كه ( عقد محكوم به صحت است تا خلاف آن ظاهر شود ، باز زوج متمسك به صحت مىشود وبر زوجه لازم مىشود اثبات بطلان . چون أو مدعيه است . غايت امر اين است كه اگر ادعاى علم بكند بر زوج كه ( تو در آن وقت مىدانستى من كبيره ورشيده أم ) ، قسم نفى العلم متوجه أو مىشود . واز
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 400 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي