تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
بي اذن من عقد كرده ومن هم اجازه نكرده أم وراضى نيستم ) . ووجه صحت هم چند چيز مىتواند شد : يكى اين كه زوجه صغيره بوده ، يا بالغه بوده ورشيده نبوده ، يا بوده ولكن پدر زوجه وعمرو هر دو مقلد مجتهدي بوده اند كه ولايت پدر را در امر بالغه رشيده ثابت مىدانسته . [ در اين صورت ] در صورت فقد بينه بر فساد ، قول مدعى صحت مقدم است . به جهت آن كه ( افعال مسلمين محمول است بر صحت ) . خصوصا هر گاه موافق أصل هم باشد . وظاهر است كه صورت مذكوره موافق أصل است . به جهت آن كه أصل عدم بلوغ است وأصل عدم رشد ملكه است ودر طفل مفقود است جزما ، وعدم آن مستصحب است ، وغلبه حصول آن در بالغين مزاحم اين أصل نمىشود . زيرا كه آنچه مسلم است از غلبه در غير مراهقين واوايل بلوغ است . وآية شريفه هم شاهد اين است زيرا كه ظاهر ( فان آن ستم منهم رشد أفاد فعوا إليهم أموالهم ) 1 اين است كه اگر بعد از بلوغ رشدى از ايشان يافتيد مال را به ايشان بدهيد . هر چند خلاف كرده اند در اين كه ابتلا وامتحان قبل از بلوغ است يا بعد ؟ وبه هر تقدير تصرفات يتامى در أموال ( كه نكاح ومهر از آن باب است ) شرط است به حصول رشد وثبوت آن بعد بلوغ . نه اين كه أصل در بلوغ اين است كه رشيد باشد وتصرف بالغ صحيح باشد مگر اين كه سفاهت ثابت شود . پس درمانحن فيه چنان كه شرط صحت عقد خود صغيره رشد است ، شرط صحت عقد پدر نيز عدم رشد است . وچون أصل عدم رشد است پس شرط صحت موجود است . پس در اين دو صورت أصل وظاهر متطابق است ، وقول دختر مخالف أصل ومخالف ظاهر است . واما مخالف أصل بودن ، [ پس ] به جهت آن كه أصل عدم رشد است . واما خلاف ظاهر ، پس به جهت آن كه فعل پدر أو محمول است بر صحت ، به أدله [ اى ] كه پيش گفتيم . وبه هر حال هر دو متفق به وقوع عقد هستند . وزوجه مىگويد كه در حالي واقع شده كه باطل است . وزوج مىگويد در حالي واقع شده كه صحيح است . وقول زوج موافق أصل وظاهر است ، وقول زوجه هر چند از حيثيتي موافق أصل باشد لكن از حيثيات متعددة هم مخالف أصل ومخالف ظاهرهم هست . واز اينجا ظاهر مىشود كلام در صورتي كه عقد زوج هم ولايتي بوده كه صغير بوده وپدر أو عقد كرده ، باز قول
هامش
1 : آيهء 6 سورهء نساء .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 399 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي