تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
باشد . لكن اجماعى بود اين معنى مشكل است . به جهت آن كه در صورت اخيره هم دو قول است . وبه هر حال در صورت أولى شكى وخلافي نيست كه حضانت با مادر است . ودر صورت ثانيه أقوى اين است كه با پدر است . هر چند كه ظاهر دعوى اجماع ابن إدريس خلاف آن است ، به جهت اخبار كثيره ولزوم عسر وحرج در بسيارى از صور . وعمده در مسأله بيان حال بعد ( از شير وا شدن تا بالغ شدن ) است . ودر آن هم اختلاف عظيمى است . وأحاديث هم اختلاف بسيار دارند . واشهر أقوال اين است كه مادر أحق است به دختر وپدر أحق است به پسر تا هفت سال . واستدلال كرده اند بر اين [ به ] جمع بين احاديثى كه بعضي دلالت مىكند بر اين كه حضانت حق مادر است مطلقا تا هفت سال ، على الاطلاق ، يعنى بدون تعيين پسر ودختر . وبعضي [ دلالت دارند ] بر اين كه حق پدر است ، على الاطلاق . پس آنها را حمل كرده اند به دختر به جهت مناسبت تربيت أو با مادر . واينها را بر پسر به جهت مناسبت با پدر . وحق اين است كه محض جمع بين الاخبار دليل نمىتواند بود ، چنان كه در أصول تحقيق كرده أم . واعتبار مناسبت هم أضعف از آن است . ولكن مىتوان گفت كه شهرت در اين مقام با اجماع [ كه ] ابن إدريس بر اين معنى ادعا كرده است ، كافى است . ومفهوم روايت أبو الصباح كناني از حضرت صادق ( ع ) كه سند آن قوى است نيز مؤيد مطلب است ( قال : إذا طلق الرجل المرأة وهى حبلى ، انفق عليها حتى تضع حملها . فإذا وضعته أعطاها . ولا يضارها ، الا ان يجد من هو ارخص اجرا منها ، فان هي رضيت بذلك الاجر فهي أحق بابنها حتى تفطمه ) 1 كه مفهوم آن اين است كه غايت ونهايت حضانت مادر ( فطام ) است در پسر ، پس در دختر بيشتر خواهد بود . وهر گاه به اين ضم كنيم مثل صحيحه أيوب بن نوح 2 را ، مطلب حاصل مىشود . واين كه صاحب مسالك مىفرمايد كه ( در اين باب حديث صحيحي نيست وهمه ضعيف اند ومرسل ) خوب نيست . به جهت آن كه روايت عبد الله بن سنان كه در باب ( لحوق ولد به حراز أبوين ) وارد شده ودلالت مىكند بر اين كه حضانت با پدر است ، صحيح است 3 . وهم چنين روايت أيوب بن نوح هم كه در كتاب فقيه است دلالت مىكند
هامش
1 : همان مرجع : ح 2 . 2 : همان مرجع : ح 6 . 3 : وسائل ج 15 ، أبواب احكام الأولاد ، باب 71 ح 1 .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 353 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي