يا نه ؟
جواب : ظاهر جواز است . ودر ( رهن مال غير به اذن أو ) هم اشكال نيست . ولكن مكرر
به حاكم وغيره اعلام كند ووصيت كند . تا آن كه به مرور أيام مخفى نماند ومال غايب از
ميان نرود .
116 : سؤال : هر گاه وصى طفل ، مال أو را به تجارت بدهد وبه دريا غرق شود ، ضامن
هست يا نه ؟
جواب : وصى ولى طفل است ، وتصرف أو در مال طفل وبه تجارت دادن آن بايد
منوط به مصلحت باشد وبه دست غير امين ندهد وظاهر اين است كه به دريا فرستادن
مال ، تفريط است ، ومنشأ ضمان است ، مگر در فرض نادرى كه كشتى محكم باشد واز
كنار ساحل آن را به ريسمان بكشند ، ظاهر در اينجا عدم ضمان است .
117 : سؤال : هر گاه كسى وصيت كند به أمور چند كه بعد از وفات أو به عمل آورند
وبعض أشياء را هم به صيغه مصالحه بع بعض أرحام خود منتقل كند . وزوجه أو وساير
وراث أو اجازه كنند بعد از فوت أو ، آيا وارث يا زوجه أو مىتوانند رجوع كنند يا نه ؟
جواب : اما صلح پس آن داخل منجزات است ، وهر گاه در حال غير مرض موت است
كه در صلح آن اشكالى نيست ، واجازه ورثه در آن بي معنى است . واما اگر در مرض موت
باشد ، پس اظهر اين است كه آن نيز در أصل مال معتبر است واحتياج به اجازه ورثه
نيست هر چند زايد بر ثلث مال باشد . واما وصيت به أشياء ديگر ، پس آن نيز در ثلث
وكمتر از آن ، صحيح است ومحتاج به اجازه وارث نيست . وهر گاه زايد بر ثلث باشد وورثه
امضا كنند ، اگر بعد از موت أو امضا كنند پس در آن نيز اشكالى نيست . وهر گاه در
حال حيات امضا كنند ، در آن خلاف است . واشهر وأقوى اين است كه صحيح است
ولازم است . واخبار معتبره دلالت بر آن دارد . وقول به عدم لزوم ، ضعيف است .
وبدان كه اجازه هر گاه از همه وارث است در همه وصيت ، نسبت به همه لازم است .
وهر گاه از بعضي ورثه است ، نسبت به حصه أو لازم مىشود . وهم چنين هر گاه نسبت به
بعض وصيت باشد . وبدان نيز كه اجازه در معنى تنفيذ وامضا است ، يعنى مجرى
داشتن عقد وصيت ، نه اين كه ابتداى عطيه وبخشش باشد ، پس محتاج به صيغه هبه تازه
نيست . وايجاب وقبولى در آن ضرور نيست . وقبض موصى هم در آن شرط نيست .
وبه هر حال ، مالك شدن موصى له بعد از فوت موصى است وقبل از فوت ، ملك أو