براي ديگران كرده تا به قدر ثلث وضع مىشود براي آنها ودر بقيه اين با آنها به قدر الحصة
شريك است . 1
114 : سؤال : عمل به وصيت مطلقا واجب است - هر چند غير مالي باشد مثل قضاى
صوم وصلات كه خود وصى قضا نمايد - يا نه ؟ وبنا بر وجوب هر گاه مادر وصيت كند به
ولد كبير خود به قضاى صوم وصلات بر سبيل اجمال وقدر أو را بيان نكند ، ونماز أو
صحيح نبوده باشد به سبب غلط اعرابى وغيره ، لكن صلات فائته بر ذمه أو نباشد . بر
وصى واجب است كه قضا كند كل صلات أو را ؟ يا به قدرى كه متعارف است ميان مردم
كه وصيت مىكنند به استيجار يك سال ويا دو سال صوم وصلات ؟
جواب : هر گاه وصيت كند به احدى كه نماز كند يا روزه بگيرد ، وأو هم قبول كند ، بر أو
لازم مىشود . وهر گاه خصوصيت كردن أو را شرط نكند ، استيجارى توان كرد . واما نماز
وروزه فرزند از براي مادر ، پس اظهر آن است كه بر پسر بزرگ واجب است كه روزه
ونمازها [ ئى ] كه از مادر أو به سبب عذر فوت شده ( مثل مرض ويا سفر ، يا فراموشى ) قضا
كند واما هر گاه عصيانا ترك كرده يا نمازهاى أو باطل بوده ، وجوب قضا معلوم نيست .
ولكن اشهر وأحوط قضا است .
وهر گاه وصيت كند به بجا آوردن صوم وصلات ومقدار آن را نگويد ، وبر وارث ووصى
معلوم نباشد مراد أو كه چه قدر است . ظاهر اين است كه به آن قدر متعارف اكتفا
مىتوان كرد . وهر گاه عرفى مشخص نباشد ، به أقل محتمل ، يعنى آن قدرى كه داند از
آن كمتر نيست ، اكتفا مىتوان كرد . واين كلام در وصيت بود . [ و ] در صورتي كه پسر
مىخواهد كه تكليف خود را به جا آورد ، قطع نظر از وصيت ، وبداند كه بر گردن متوفى
فائته هست وقدر آن را نداند ، اظهر اين است كه قدرى بكند كه ظن غالب به اداى آن
حاصل شود .
115 : سؤال : هر گاه كسى وصيت كند كه ( اين مال معين مال غايب است . ووارث
غايب ، فلان كس است ) وفوت شود . آيا وصى - در صورتي كه وارث غايب محتاج باشد
وبگويد كه ( مال غايب را به من قرض بدهيد ومن رهن مىدهم ) وآن رهن را از مال زوجه
خود بدهد به اذن ورضاى زوجه - جايز است كه آن مال را قرض بدهد به أو ورهن بگيرد
هامش
1 : بحث مشروحه اين موضوع در مسأله شماره 106 گذشت .