تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
مرتب . وبر فرضى كه مرتب باشد معلوم نيست كه كدام مقدم است وكدام مؤخر . وبر فرضى كه معلوم باشد مقدم ومؤخر ، معلوم نيست كه لفظي كه گفته است چه بوده است . آيا وصيت دوم دلالت بر نسخ أول مىكرده يا نه . وبه هر حال هر گاه معلوم شود ترتيب ما بين اين دو وصيت أول را پيشتر گفته است وصيت دوم باطل است ، مگر اين كه ثابت شود كه به لفظي گفته است كه نسخ وصيت أو را مىكند . وهر گاه مقدم ومؤخر را ندانيم كدام است ، قرعه بايد كرد اسم هر كدام در آيد آن را مقدم مىدارند . واگر ورثه اجازه وصيت را بكنند ، در همه مسموع است .
112 : سؤال : هر گاه عمرو ( مثلا ) ناخوش شود ، در حين ناخوشى آنچه وصيت داشت نمود . وعمرو ومزبور پسرى داشت وپسر أو عروسى در ميان داشت ، بعد از اتمام وصيت ، پسر عمرو نزد پدر آمده وگفت صداق زوجه مرا به چه نحو مىنمائى وچه چيز صداق أو مىنمائى ؟ . د ر حين ناخوشى گفت ( هر چيز صداق أو مىكنيد خود مىدانيد ) . وفوت شده . وحال ادعاى أو مىكند كه گفته است هر چه خواهى بكن من هر چه مىخواهم مىكنم . جواب : به محض اين سخن حقي ثابت نمىشود . اگر هبه است بايد موهوب معلوم باشد ، ومفروض خلاف آن است ، وقبض هم به عمل نيامده واهب فوت شده . واگر توكيل است هم معلوم نيست كه وكيل كيست وموكل فيه چه چيز است . ومعلوم نيست كه چنين توكيلى صحيح باشد . خصوصا هر گاه موكل فوت شود قبل از فعل موكل فيه . واگر وصيت است ( بر فرض صحت چنين وصيتي وتسليم اين كه از اين كلام وصيت فهميده شود ) اين خطابي است به صيغه جمع وموكول شده به خواهش واراده همه . هر گاه رأى همه بر چيزى قرار نگرفت ، چيزى لازم نيست . با وجود اين كه اين عبارت صريح نيست در اين كه ( از مال من صداق كنيد ) مگر به ضميمه قراين خارجيه . به هر حال به محض اين عبارت چيزى ثابت نمىشود . وادعاى پسر بي وجه است . مگر اين كه سخن ديگر داشته باشد كه امر منجر به مرافعه مىشود .
113 : سؤال : هر گاه زيد در حال مرض وصيت نمايد كه ( بعد از من فلان اولادم را از تركه من چيزى ندهيد به علت اين كه قدرى از مالم را به أو داده أم ) . وباقي أولاد را به تفاوت تقسيم مال نمايد كه : فلان را فلان باغ ، فلان را فلان خانه ، وفلان را فلان دكان بدهند . وهكذا . . . واز آن مرض شفا يابد تا مدت يك سال صحيح وسالم باشد . ودر حال