تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
صحت نيز به اين نسبت بگويد كه ( وصيتي كه در حال مرض كرده بودم به آن عمل نمائيد كه هر گاه احدى تخلف نمايد مواخذ بوده باشد ) . وبعد مريض شود ووفات نمايد . آيا وصيت صحيح است يا نه ؟ جواب : هر گاه معلوم باشد كه مراد أو تعيين حصه هر يك است نه ترتيب وتقديم وتأخير در وصيت به عين أموال وتعيين ، اظهر اين است كه اختيار در ثلث بيشتر ندارد وتا به حد ثلث هر يك به عنوان تعيين از آن أعيان به قدر الحصة مىبرند ، ودر زايد بر ثلث هم شريك اند . وبعد از اعتبار ملاحظه زايد حصه براي هر يك از ثلث ، هم از حيثيت عين وهم از حيثيت تعيين ، تتمه را كما فرض الله قسمت مىكنند . پس هر گاه كسى بميرد واز أو پسرى بماند ودخترى [ و ] لاغير ، وباغي داشته باشد كه هيجده تومان بيرزد . وخانه [ اى ] داشته باشد كه نه تومان بيرزد [ و ] وصيت كند كه تقسيم ميراث را به اين نحو بكنيد كه ( باغ را به پسرم بدهيد وخانه را به دخترم ) پس بايد مساوى شش تومان از باغ به پسر داد ومساوى سه تومان از خانه را به دختر داد . وباقي باغ وخانه مشاع مىماند ميان پسر ودختر ( للذكر مثل حظ الأنثيين ) قسمت مىشود . وهر گاه همين شخص ملكي هم داشته باشد كه پنجاه وچهار تومان بيرزد ، واز آن ساكت باشد . در اينجا مجموع باغ را به پسر مىدهند ومجموع خانه را به دختر ، وتتمه را ( كما فرض الله ) قسمت مىكنند . ولكن امر در اينجا مشتبه مىشود به أصل ( وصيت به مال ) ، اما چنان نيست . از براي اين كه مقصود آن شخص اين است كه اين أعيان معينه را در عوض سهم ميراث بدهند . نه اين كه بلا عوض باشد هكذا . . واگر معلوم باشد كه مراد أو وصيت است كه متعارف است ، نه تعيين حصه ميراث . يا اين كه حال مجهول باشد وندانيم كه از كداميك است . در هر صورت بنا را به وصيت مىگذاريم وبه مقتضاى آن عمل مىنمائيم كه هر كدام مقدم در ذكر است [ أو را ] مقدم مىداريم تا ثلث تمام شود . وبعد از اتمام ثلث ، موقوف است به اجازه وراث . وهر گاه اجازه نكردند ، كمافرض الله قسمت مىشود . واما حكايت اخراج آن يك نفر از ميراث 1 : پس اظهر واشهر عدم صحت آن است وأو هم با همه ورثه شريك است . ولكن أولى اين است كه اين را در حكم وصيت دانيم كه از
هامش
1 : در نسخه : واما حكايت اخراج آن يك نفر زيد از ميراث .