تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بكر بدهيد كه پسر كوچك است . ودر اينجا پاى مسأله ديگر در ميان مىآيد يعنى محروم كردن يك پسر از بعض حصه أو . وظاهر اين است كه حكم اين ، مثل حكم آن است كه وصيت كند به حرمان أو از جميع حصه . وأقوى واشهر در آن بطلان است . وأحوط آن است كه حكم وصيت بر آن جارى شود . پس وضع مىكنيم آنچه را كه وصيت كرده به حرمان از أو وحكم وصيت را بر آن جارى مىكنيم ، وتتمه را ( كما فرض الله ) قست مىكنيم . واين در جائى كه وصيت به حرمان از جميع كرده باشد ، ونگفته باشد كه حصه أو را به كي بدهيد ، ظاهر است ( يعنى قدر حصه محروم را به ساير وارث مىدهند ودر باقي همه شريك اند ) . واما در ما نحن فيه : پس معلوم است كه أصل تركه سيصد تومان وبه هر يك صد تومان مىرسد . وچون منظور أو قسمت ميراث است ، پس ظاهر اين تقسيم اين است كه برادر بزرگ را مساوى حق به أو داده ، وبرادر ميانى را از شصت تومان محروم كرده واز براي برادر كوچك قرار داده . پس بنابر قول به بطلان وصيت ، امر ظاهر است . يعنى بايد در مقدار حق وعين هر يك را مساوى صد تومان داد . ولكن بطلان حرمان وثبوت حق ، منافاة با ملاحظه ( وصيت به تعيين ) ندارد . زيرا كه أو قصد دو امر كرده : يكى وصيت قسمت از مقدار مال . دوم وصيت تعيين در حصه هر يك از آنها . وچون در تعيين هم اختيار بيش از ثلث [ را ] ندارد ( مثل أصل مال ) پس اعتبار مىكنيم در ثلث هر يك از باغ ها ، از براي آن كه وصيت كرده . پس هر يك از ايشان ثلث باغي را كه براي أو وصيت كرده بر سبيل تعيين مىگيرند وباقي مىماند دو ثلث باقي در هر يك از آن باغ ها ، مشترك ميان همه . زيرا كه اين وصيت حقيقتا وصيت به دو چيز است ، وبطلان أحدهما مستلزم بطلان ديگرى نيست . واما بنابر اين كه اين را از باب وصيت دانيم احتياطا : پس مساوى شصت تومان كه برادر ميانى را از آن محروم كرده آن را از مجموع مال وضع مىكنيم براي برادر كوچك . چون آن را از برادر ميانى وا گرفته واز براي برادر كوچك قرار داده . وزايد بر ثلث هم نيست ، پس مال أو خواهد بود . وباقي مىماند تتمه مالي كه مساوى دويست وچهل تومان است ، ميان آنها كه همه مستحق أو هستند وهر يك مستحق مساوى هشتاد تومان مىشود به حسب قدر وقيمت . ومتعين مىشود ثلث باغ چهل تومانى از براي ميانى ، و