تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
اضافه بر ثلث مال شده بايد تحقيق طريق صحت وفساد ولزوم وعدم لزوم آن را كرد . وتحقيق اين است كه وصيت شرعيه مثل دادن بعض مال به معتق يا غير آن ، وهم چنين وصيت به واجبات بدنيه مثل صوم وصلات وأمثال آن ، پس آن در ثلث تركه معتبر است لاغير ، مگر به امضاى وارث بالغ رشيد . واما وصيت به واجبات ماليه محضه مثل دين وزكات وخمس ورد مظالم ، وهم چنين ماليه مشوب به بدنيه مثل حج : پس آن در أصل مال معتبر است . چنان كه اگر هيچ وصيت نكرده باشد [ باز ] بايد از أصل مال وضع شود . وآنچه در كلام موصى مذكور است تمام ماليه محضه است به غير دو تومان معتق . واز اين جهت مىتوان گفت كه همه وصيت ممضى است هر چند به زيادة از ثلث متعلق شده . لكن اشكال در تشخيص مراد موصى مىكند كلمات أو أولا اين كه گفته است كه ( به وجه شرعي بر خود لازم كرده بوده است . در حال حيات كه ثمن مال خود را صرف مشاهد منوره كند ) به آن تفصيل كه نوشته ، معنى آن را نفهميدم . اگر مراد أو اين است كه نذر كرده است مثلا وگفته است ( لله على كه ثمن مال خود را كه در حال اجراى صيغه نذر مالكم به مصرف مشاهد منوره برسانم به اين تفصيل . . . ) وبعد از آن وصيت كرده است كه به مقتضاى آن عمل كنند . پس اين صحيح وخوب است . لكن بايد ملاحظه ثمن مال را در آن وقت كرد ، نه بعد از وفات . چنان كه مقتضاى وصيت است . وهر گاه گفته باشد ( لله على كه ثمن مال را كه الحال دارم وارث من بعد از من به اين مصرف برساند ) اين صحيح نيست . به جهت اين كه فعلى را كه مكلف نذر مىكند بايد خودش به جا بياورد ، نه ديگرى . وهم چنين هر گاه بگويد كه لله على كه ثمن مال مرا بعد از وفات من وارث من به اين مصرف برساند ) هم صحيح نيست ، به همين جهت كه گفتيم . واگر گفته باشد كه لله على كه وصيت كنم كه ثمن مال حال مرا ) يا ( ثمن مال بعد وفات مرا ) يا مطلق بگويد كه ( ثمن مالم را صرف به اين مصرف كنند ) ، وبعد از آن وصيت به عمل آمد به مقتضاى نذر ، پس در اين صورت اين از جمله وصاياي متبرع بها مىشود ، گو أصل وصيت كردن واجب شده به نذر . به جهت اين كه صرف كردن مال در اين مصرف به سبب نذر واجب نشده است تا داخل حقوق ماليه واجبه شده باشد . چنان كه پوشيده نيست . وچون عامي است استفتا مىكند از مفتى طلب حكم مىكند نه احتمال ، پس مىگوئيم : ظاهر عبارت سؤال من حيث اللفظ - خصوصا به ملاحظه تعيين بيست تومان
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 237 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي