واما عطيه ونحله : پس گاهى گفته مىشود وهبه از آن خواسته مى شود .
وگاهى گفته مىشود ومطلق اعطاء تبرعى خواسته مىشود ، پس شامل وقف
وصدقه وهبه وهديه وسكنى وعمرى مىشود . وعلامه در تذكره گفته است كه
أغلب استعمال نحله در عطاياى به فرزند است . واز صحيحه سابقه زراره ( 1 ) ظاهر
مىشود مغايرت . ومى تواند شد كه در آنجا نيز ناظر به اين باشد كه علامه گفته
است . واز شيخ نقل شده است هبه وصدقه وهديه به يك معنى است . وآن بعيد
هامش
= مورد نظر هستند كه نه به وسيلهء شرط ونه به وسيلهء ذي رحم بودن ونه به وسيله عوض گرفتن
از متهب ونه به وسيله
اتلاف ، هيچكدام لازم نشده اند . در اين زمينه ودر اين شرايط وأوضاع مىفرمايد آنچه براي رضاى خدا وتوقع ثواب
داده شده ، لازم است .
ب : صحيحهء محمد بن مسلم - ح 2 همان باب - : " ولا يرجع في الصدقة إذا ابتغى وجه الله . والهبة والنحلة يرجع فيها
ان شاء ، حيزت أولم تحز الالذى رحم فإنه لا يرجع فيه " . اين حديث دقيقا در مقام تقسيم عوامل لزوم به دو قسم است .
قسم أول : عواملي كه موجب لزوم مواهب وصدقات وهديه ها مىشوند ومنشاء آنها اراده وفعل وقول طرفين است .
مانند صيغه ، شرط ، قبض واقباض ، اتلاف .
قسم دوم : عواملي كه موجب لزوم مىشوند وربطى به اراده وفعل طرفين ندارند . مانند : قصد قربت ونيت ثواب تنها از
جانب واهب ، وطبيعت خود موضوع كه " هبه به ذي رحم " باشد . اين عوامل به تنهائى عامل لزوم هستند خواه عوامل
قسم أول همراه اينها باشند يا نباشند .
ج : صحيحه علي بن جعفر - باب 5 ح 5 - : " . . . قال : وسألته عن رجل تصدق على رجل بصدقة فلم يجزها ، هل يجوز ذلك ؟ قال هي جايزة حيزت أم لم تحز قال وسألته عن الصدقة تجعل لله مبتوتة هل له ان يرجع فيها ؟
قال " : إذا جعلها لله فهي للمساكين وابن السبيل ، فليس له ان يرجع فيها " .
اين حديث نيز دقيقا در مقام بيان چگونگى قصد ونيت صدقه دهنده است . همانطور كه نذر واجب ونذر مستحب
داريم همينطور هم صدقه دهنده مىتواند قصد وجوب وقصد غير وجوب نمايد ، وهرگاه قصد وجوب نكرده مادامى كه
صدقه را به قبض نداده ( لم يجزها ) مىتواند از نيت خود رجوع كند . واگر قصد وجوب كرده خواه به قبض داده يا نداده
در هر صورت حق رجوع ندارد .
اين حديث نيز توجهى به عوامل لزوم طرفين ندارد .
تا اينجا همهء سخن براساس بينش " توقيفيه " بود كه مصنف ( قدس سره ) از جملهء قائلين به آن است ، وبنابر بينش
" امضائيه " بايد گفت همهء مسلمين از آغاز بعثت تا به امروز در همهء اعصار وامصار باور داشته اند ودارند كه صيغه خواندن در صدقه با فقير رفتارى قبيح وناپسند است ودر عين حال همگى تلقى شان بر لزوم صدقه بدون صيغه بوده .
وأين مورد امضاى شارع شده وبوده وهست .
موضوع توقيفيه وامضائيه به طور مكرر در اين مجلدات بحث شده . از آن جمله رجوع كنيد به مسئله شماره 41 و 57 ، از همين مجلد و 342 و 344 ، از مجلد أول .
( 1 ) : فرمود " نحلة كانت اوهبة " أبواب الهبات ، باب 3 ح 1 .