تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
است وخلاف مدلول اخبار است . واما وجه تسميه صداق به نحله : پس به آن اشاره كرديم در مسأله سابقه .
83 : سؤال : هر گاه زينب به دختر خود بگويد كه : ميراث پدرت را به من حلال كن . وأو بگويد كه : حلال كردم . آيا به همين ، آن ميراث مال مادرش مىشود ، يا نه ؟ . . . ؟ جواب : علامه در تذكره گفته است كه ( لابد است در صيغه هبه از لفظ صريح ، وكافى نيست كنايات ، چنان كه در بيع . به جهت استصحاب عدم نقل ملك . ) وظاهر اين است كه صريح أعم از لفظ مجازى كه با قرينهء ظاهره ، باشد خواسته است . وبه هر حال لفظ ( حلال كردم ) در لغت افاده بيش از اباحه تصرف نمىكند . وبر فرضى كه در عرف آن بلد حقيقت باشد در بخشش وهبه ، در اين صورت دو امر ديگر هست كه قدح در صحت ولزوم مىكند : أول اينكه اقباض شرط است وبدون اقباض لزوم ندارد ، بلكه صحت ندارد . دوم اينكه بعد از ايجاب ، قبول لفظي شرط است وهر گاه مادر نگفته باشد كه ( قبول كردم ) آن هم بي فايده است . وبايد دانست كه صحت هبه بر فرض تحقق آن ، در وقتي است كه ميراث معلوم باشد . واگر مجهول باشد آن هم صحيح نيست . چون مستلزم غرر است . واين كه گفته اند جهالت مضر نيست ، در صورتي است كه مستلزم غررى نباشد . وتفصيل اين را در أول كتاب هبات ذكر كرديم . وهر گاه بعض ميراث ديني باشد كه در ذمه غير داشته باشد ، ديگر اشكال بيشتر مىشود . ( زيرا ) بايد از لفظ ( حلال كردم ) هم هبه خواهد وهم حواله . واين جايز نيست ، با وجود اينكه در حواله هم صيغه ضرور است كه ما بين محيل ومحتال خوانده شود . ومشهور علما رضاى محال عليه را هم شرط دانسته اند . وآن هم معلوم نمىشود .
84 : سؤال : هر گاه ضعيفه در حال حيات زوج خود ، اقرار نموده كه ( من صداق خود را مصالحه نمودم به زوج خود . وما دام الحيات خودم ، اختيار فسخ از براي خود قرار داده أم ) . بعد از گذشتن چند روز از آن اقرار ، زوج متوفى شد . زوجه گفت من خيار فسخ از براي خود ما دام الحيات گذاشته بودم والحال فسخ كردم مصالحه را ، وصداق خود را از مخلفات أو بر مىدارم . وبعد چند روز ديگر زوجه
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 191 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي