تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
معلوم مىشود كه اجماع در غير هديه است . ووجه أخص بودن هديه آن است كه در آن معتبر است نقل از مكاني به مكاني به قصد اكرام وتعظيم آن شخصي كه براي أو مىفرستند . به اين جهت ( است ) كه ملك وباغ وأمثال آنها را هديه نمىگويند ، بلكه مىگويند ( هبه كرد ) . وبدان كه لازم كلام مسالك مىافتد كه در هبه نيز قايل شويم به صحت معاطات كه بدون ايجاب وقبول لفظي مثمر جواز تصرف باشد ( هر چند وطى كنيز باشد ) واباحه محضه نباشد . ودر اينجا اشكال حاصل مىشود در فرق ما بين اباحه محضه ومعاطات در صورت فقد ايجاب وقبول لفظيى . ودور نيست كه أصل را معاطات قرار دهيم كه مورث ملك متزلزل باشد تا از خارج معلوم شود كه اباحه محضه است ، نظر به ظاهر . ومؤيد آن است روايت محمد بن مسلم كه ( قال : جلساء الرجل شركاؤه في الهدية ) . ( 1 ) ودر روايت ديگر است ( إذا اهدى إلى الرجل هدية من طعام وعنده قوم فهم شركاء في الهدية ، الفاكهة وغيرها ) . ( 2 ) ومحتمل است كه أصل را اباحه محضه قرار دهيم . نظر به اصالت عدم زوال ملك . وبه هر حال آن طعامي كه در نزد مهمان حاضر مىكنند از باب اباحه است نه تمليك . وعلامه در تذكره گفته است : خلافي نيست ميان علما در اينكه آوردن طعام پيش مهمان اذن در اكل است واحتياج به قبول ندارد . بنابر اين جايز نيست از براي مهمان كه آن را به مهمان هاى ديگر بدهد ، يا به فقيرى بدهد . وجايز نيست تصرف در آن به غير خوردن . مگر اينكه شاهد حالي باشد كه صاحب خانه راضى است . پس آنچه پيش از تذكره نقل كرديم كه ( اباحه مختص به منافع است ) مسامحه است در عبارت . وغرض أو اين است كه مالك رقبه مال نمىشود بلكه همان رخصت در انتفاع به آن است به خودى خود ، هر چند به اتلاف وخوردن آن باشد . ودر اينجا سخنى باقي ماند . وآن اين است كه هر گاه هبه را كه لفظي در آن نباشد از باب معاطات بگيريم كه تصرفات مالكانه در آن توان كرد ، پس ثمره دعوى
هامش
( 1 ) و ( 2 ) : وسائل : ج 12 ، أبواب ما يكتسب به ، باب 92 ح 1 و 2 .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 188 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي