تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
باشد . ولكن جايز باشد رجوع قبل از تصرف . وبه اين جمع كنيم ما بين قواعد مختلفه كه از حيثيت أصل عدم لزوم به جهت اينكه عقد لفظي نيست بايد لازم نباشد . واز حيثيت جواز تصرف بلكه وقوع آن بر نحوى كه خلاف مقتضاى اباحه محضه است ( چنان كه واقع شده از آن جناب در وطى ماريه قبطيه ، وبخشيدن أموال به غير چنان كه آن جناب هدايا را به هديه مىفرستادند از براي أزواج خود . وحليه از براي آن حضرت فرستادند آن حضرت لن را به هديه فرستادند از براي أمير المؤمنين ( ع ) ونقل نشده كه ان حضرت قبول لفظي فرموده باشند . يا آن اشخاصى كه هديه مىآوردند ايجاب لفظي گفته باشند ) بايد جايز باشد تصرفات مالكانه ، گو لازم نباشد . وصاحب كفاية نيز متابعت مسالك كرده . وشهيد در دروس بعد از آنكه ذكر كرده است اشتراط ايجاب وقبول را در تمليك ، وگفته است بدون صيغه بيش از اباحه افاده نمىكند ، گفته است : محتمل است كه حاجتي به ايجاب وقبول نباشد لفظا ، وكافى باشد ايجاب وقبول فعلى . به جهت آنكه هدايا را مىآوردند براي پيغمبر ( ص ) ونقل نشده است كه آن حضرت مراعاة ايجاب وقبول مىكردند . ودور است كه حمل كنيم بر محض اباحه . به جهت آنكه آن حضرت تصرفات مالكانه در آن مىكردند . ومردم در اعصار وامصار بر اين منوال معمول مىداشتند . اين آخر كلام شهيد است . واين سخن را هر چند در أول بر سبيل احتمال گفته ولكن از استدلال أو بر مىآيد كه به اين راضى باشد . خصوصا استدلال به عمل مردم در اعصار وامصار كه اشعارى دارد به دعوى اجماع ، والا استدلال به عمل مردم بي معنى خواهد بود . واظهر در نظر حقير هم همين است كه هدايا مفيد ملك هستند اما در حكم معاطات مىباشند . پس أنواع تصرفات مالكانه در آنها مىتوان كرد . هر چند قبل از اتلاف ، يا تصرف ، توان رجوع كرد ، به هر حال اين خلاف در هديه است . واما در هبه : پس بر نخورديم به مصرحى به كفايت ايجاب وقبول فعلى . وهر چند هديه أخص مطلق است از هبه ، ودر مسالك دعوى اجماع كرده ظاهرا بر اشتراط ايجاب وقبول لفظي . ولكن چون خود اين قول را در هديه پسنديده است ،