تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
صحيح باشد ونه از باب هبه گوسفندى از گله . بلكه أصل عين موهوبه مجهول است . وبه هر حال ظاهر اين است كه هبه آب صحيح است ، اشكال در صحت هبه زمين است . وذكر هر دو با هم در عقد واحد ضرر ندارد والله العالم .
68 : سؤال : هر گاه شخصي كتابهاى خود را به دو پسر خود ببخشد يكى كبير وديگرى صغير . واز جانب صغير تصرف كند وبه تصرف كبير ندهد . وبعد چند وقت به كبير بگويد ( كتاب ها را به تو بخشيدم ) بدون استثناى حق صغير . وبعد از چند وقت فوت شود در حينى كه همه كتابها در تصرف خود أو بوده . وبعد از آن دفترى از أو ظاهر شود كه بعد از زمان هبه باز كتابها را در جمله أموال خود نوشته . وبعضي از ورثه بعد از بلوغ صغير قدرى مال به أو قرض داده اند وآن صغير بالغ فوت شده . آيا كتابها مال كيست ؟ وپسر بزرگ كه وصى أو است چه كار كند ؟ وطلبكارها از مال صغير از بابت كتابها يا غير ، مىتوانند حق خود را بردارند يا نه ؟ - ؟ . جواب : هبهء مشاع صحيح است . وعدم تعيين حصه در حين هبه مستلزم تسويه است ميان آن دو پسر . وقبض وتصرف ولى از جانب صغير كافى است ونصف مشاع كتابها مال صغير است وهبه أو صحيح ولازم است . ونصفه حصه كبير چون قبض به عمل نيامده تا واهب فوت شده لزوم ندارد جزما ، بلكه باطل است . چون اظهر در نظر حقير اين است كه قبض شرط صحت است ، چنان كه اشهر هم هست . وچنان كه أصل هم اين است ، ودعوى اجماع هم ظاهرا در تذكره بر آن شده . واز ظاهر كلام دروس هم ظاهر مىشود ، وبعضي اخبار معتبره ظاهر الدلالة بر آن دلالت دارد . واستدلال ديگران به عمومات ( أوفوا بالعقود ) وأمثال آن با وجود عدم لزوم هبه غالبا ، بي وجه است . وهمچنين اخبارى كه به آن استدلال كرده اند با وجود منع دلالت آنها رأسا ، يا ضعف دلالت ، موافق تقيه هم هستند ( چنان كه شيخ ( ره ) تصريح كرده ) ومقاومت با أدله مشهور نمىكنند . ووصى هر گاه علم دارد به طلب طلبكار ، وامكان ابراء ذمه نباشد ، مىتواند بدون قسم اداى دين أو بكند . وهر گاه محتمل باشد كه طلبكار أو را برئ الذمة كرده باشد ، پس اگر وصى خود مجتهد عادل است ( قسم استظهارى ) بدهد واداى طلب