تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
همچنين هر گاه مراد أو گوسفندى از گله باشد به اين قصد كه ( هر فرد را معين كنم به اختيار من باشد ) اينهم ضرر ندارد ، ونقل كلى صحيح است چنان كه نقل جزئي صحيح است . چنان كه در بيع سلف . وچون در بيع سلف غرر از طرفين حاصل مىشود به سبب جهالت ، شرط كرده اند تعيين مبيع را به وصف ووزن ومدت . وچون در اينجا مدتي نيست غررى هم نيست ( چون تبرع محض است ) پس همان قدر كه امكان تعيين دارد كافى است در صحت . واما جهالت وزن وذرع در عين موهوبهء مشخصه پس در آن اشكالى نيست . پس آنچه مضر است آن است كه به هيچ وجه تعيين نداشته باشد در نفس الامر واز براي واهب هم ممكن نباشد تعيين از باب اتيان كلى در ضمن فرد ، مثل ما نحن فيه . ومثل اينكه بگويد ( هر قدر زمين كه به ميراث به فلان كس برسد از املاك پدرش ، من به همان قدر از زمين خودم به تو بخشيدم ) وحال آنكه معلوم نيست كه پدر آن شخص چه قدر ملك دارد ، وچه قدر ملك در تصرف أو خواهد ماند تا بميرد ، وچند نفر از أولاد أو خواهند مرد ، يا چند نفر ديگر خواهد به هم رسيد . ومثال تحرير در معدن هم از اين قبيل است . واما مثال هاى قواعد وتذكره : پس حال آنها را دانستى كه ظاهر اين است كه مضر نباشد . وبعض فقها از اين باب گفته اند هبه آنچه در شكم حيوان است از ولد وآنچه شير كه در پستان است . واين خالى از اشكال نيست . ( 1 ) وشايد وجه آن اين باشد كه داخل معامله غرر است ، وگاه است كه اگر مقدار را واهب بداند وخوبى ولد را به نهايت اعلا بداند راضى نباشد . مثل كره اسبى كه در شكم مادر است گاه است كه صد تومان بيرزد وواهب غافل از اين است . وهمچنين از اين طرف چون متهب متحمل منت مىشود گاه است اگر داند كه آن ولد وشير قابليتى ندارد راضى نشود . وبه هر حال مسأله ما از بابت جوال گندم وچند رأس گوسفند موجود ، نيست كه
هامش
( 1 ) : ممكن است أصل عبارت به صورت زير بوده . هبة آنچه در شكم حيوان است از ولد وآنچه شير كه در پستان است خالى از اشكال نيست .