وآنچه فرموده اند كه در هبه جهالت ضرر ندارد ، آن جائى است كه عين موهوبه
محدود ومعين است ، لكن كيل ووزن وذرع آن معلوم نيست . مثل يك جوال گندم
يا چند رأس گوسفند حاضر را ببخشد وهيچكدام ندانند كه عدد وكيل آن چند است .
خصوصا هر گاه متهب نداند وواهب داند ضرر ندارد . بلى ، هر گاه بگويد ( يكى از اين
دو گوسفند را به تو بخشيدم ، يا يكى از اين دو باغ را ) در اينجا صحيح نيست ،
على الأقوى . چنان كه علامه در كتاب احياء موات تحرير تصريح كرده كه صحت هبه
مشروط است به تعيين ومعلوميت عين موهوبه . ومتفرع كرده است بر آن اينكه
هر گاه صاحب معدن اذن دهد به شخصي كه ( عمل كن در آن وهر چه در آيد از تو
باشد ) گفته است كه براي عامل اجرتى هم نيست . چون عمل از براي خود
كرده ، وآنچه بيرون آمده است هم مال مالك است . وهمچنين هبه زرع مجهول .
ودر آخر اختيار اين كرده كه آن از باب اباحه باشد ، ومادامى كه عين آنچه بيرون
آمده باقي است مىتواند رجوع كند .
وشهيد در قواعد نيز تصريح كرده كه هبه مجهول مطلق ، صحيح نيست ، مثل اينكه
به گويد ( به تو بخشيدم يك چيزى را ) . وهمچنين هر گاه بگويد ( بخشيدم به تو
دابه اى از دوابم يا ( درهمى از آنچه در كيسه من است ) بدون تعيين . ولكن جهالت
در كيل ووزن يا وصف ضرر ندارد . وعلامه در تذكره اختيار كرده است جواز هبه
مجهول را مثل اينكه بگويد : بخشيدم به تو يك گوسفند از گله أم را ، يا يك قطعه از
زمينم را ، چنان كه در نذر ووصيت جهالت مضر نيست ، پس هبه مجهول صحيح
است هر گاه قبول به عمل آيد وتعيين كند مالك هر چه خواهد از گله وزمين بعد از
هبه وبه قبض بدهد .
وقولي نقل كرده است كه هر گاه جهالت از براي واهب باشد ضرر دارد . واما
هر گاه براي متهب باشد ضرر ندارد .
وتحقيق مقام اين است كه مثالهاى مذكوره در كلام ايشان خالى از خلط
نيست . وحق اين است كه بخشيدن گوسفندى از گله وقطعه ( اى ) از زمين
ودرهمى از كيسه وأمثال آن اگر معين است نزد مالك ( و ) مجهول است نزد متهب
پس ظاهر صحت است . چون غررى لازم نمىآيد ومندرج تحت عمومات است .
و
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: الميرزا القمي
ص١٥٨