تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
عارى بودن از شرط خصوصيت آن ناظر خاص . وحكم صورت اطلاق وعدم تعيين ناظر ( چنان كه شهيد ثاني وجمعى گفته اند ) همان تفصيلي است كه در سؤال مذكور است ، كه مبتنى است بر أقوال ثلاثة : انتقال ملك به موقوف عليهم مطلقا ، ( 1 ) يا عدم انتقال از واقف مطلقا ، يا انتقال به خدا در أمور عامه وبه موقوف عليه در أمور خاصه . پس بنابر أول نظارت با موقوف عليه است ، وبنابر ثاني با واقف ، وبنابر ثالث با موقوف عليه است در أمور خاصه وبا حاكم است در أمور عامه . واظهر واشهر آن أقوال اين است كه منتقل مىشود ملك به موقوف عليهم . وعلامه در تذكره نسبت آن را داده به أكثر علماى ما . ودر قواعد ( در كتاب قضا در مقصد چهارم ) كلام أو اشعارى دارد به اتفاق علماى ما . وهمچنين در مختلف - در كتاب شهادات در مسأله ( ثبوت وقف به شاهد ويمين ) - اشعار هست به عدم خلاف در آن واين كه مذهب علماى ما اين است . واز ظاهر ابن زهره نيز حكايت اجماع شده . بلكه حكايت صريح اجماع بر زوال ملك واقف شده . واز أقوى شواهد اين است كه مشهور علما تجويز كرده اند بيع موقوف عليهم عين موقوفه را در صورت استثناء . وبدان كه گفتار در اين مسأله يعنى بيان محل ثبوت ولايت در متولى وقف است كه مباشر أمور وقف ورساندن به مصارف آن باشد . وهمين جا است كه مشهور علما شرط كرده اند عدالت را . واين سخنها بعد حصول وقف صحيح ، است . وتمام شدن آن به حصول قبض است . واگر قبض به عمل نيامده است ، أصل وقف تمام نشده است . ديگر سخن در تعيين متولى بي وجه است . گاه است كه متولى قبض ومتولى وقف يكى مىشود . وگاه است كه مختلف مىشوند . از اين معنى نبايد غافل بود . ومتفرع مىشود بر ( اين ، اينكه هر ) چند قائل باشيم به اشتراط عدالت در متولى وقف ، ضرور نيست كه قائل باشيم به اشتراط عدالت در متولى قبض . واما جواب از سؤال هشتم : ( 2 ) بدان كه وقف بر أمور عامه هر گاه وقف بر ( مثل )
هامش
( 1 ) : عبارت نسخه : . . . ثلاثة در انتقال ملك در صورت وقف به موقوف عليهم مطلقا يا عدم انتقال . . . ( 2 ) : پاسخ سؤال ششم وهفتم را يكجا بيان فرمود .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 119 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي