تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
50 : سؤال اما أولا : آيا ( در ) وقف بر مسجد وباقي اشيائى كه مصالح عامه است مثل آن ، نيت تقرب شرط است يا نه ؟ - ؟ اما ثانيا : بر تقدير اشتراط ( چنان كه ظاهر مشهور است ) آيا جايز است از براي واقف كه غير را وكيل نمايد در اجراى صيغهء وقف ، به اين معنى كه بگويد ( تو وكيلي در اينكه جارى نمائى صيغه وقف فلان ملك را بر فلان مسجد ) ؟ . واما ثالثا : در صورتي كه جايز باشد ، آيا نيت تقرب را بايد موكل بكند يا وكيل يا هر دو ؟ - ؟ - ؟ . واما رابعا : بر هر تقدير ، هر گاه احدى ادعا كند كه زيد عمرو را وكيل كرد در اجراى صيغهء وقف . وثابت بشود توكيل أو . ومفروض اين باشد كه موكل ووكيل هر دو عارف به مسائل نباشند ، خصوصا مسائل نادره مثل اين مسأله . آيا به مجرد ثبوت اين مرحله ، حكم به اين مىشود كه ملك وقف است - نظر به اصالت صحت ، يا حمل افعال مسلمين بر صحت ؟ يا اينكه ملك بر ملكيت مالك باقي است - نظر به اينكه شك در شرط موجب شك در مشروط است ، واستصحاب بقاى ملكيت وعدم تحقق وقفيت وأمثال اينها - ؟ . واما خامسا : هر گاه شخصي اقرار بكند به اينكه فلان چيز را وقف كرده أم يا هبه نموده أم ، يا فروخته أم ، آيا به همين اقرار حكم به لزوم هر يك خواهيم نمود - به اين معنى كه حكم خواهيم كرد به اينكه كل شرايط اين عقود ، از شرط صحت ولزوم ، به عمل آمده - ؟ . يا نه بلكه مجرد أصل اين عقود ثابت مىشود به اين اقرار ، ودر تحقيق هر يك از شرايط محتاج به دليل واثبات خواهيم بود - ؟ . وآيا احوالات مقرين باعث اختلاف حكم مىشود يا نه ؟ - ؟ مثلا هر گاه زيد عامي باشد ومسائل اين نسبت است ) هر گاه اقرار نمود ، ويافتيم كه غرض أو اخبار از صيغه است كه فلان وكيل جارى نموده ، ونمىدانيم كه شرايط صحت عقد به عمل آمده يا نه . حكم به صحت عقد مىكنيم يا نه ؟ - ؟ . وهمچنين هر گاه عالم به مسائل ، اقرار به أمثال اين عقود نمود حال چگونه است ؟ وهر گاه حال آن شخص مجهول باشد كه از كدام قبيل است ، حال چگونه است ؟ وهر گاه متبادر از كلام مقر ( فرد صحيح )